2. اخبار موسيقي
۳. مقالات ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و۶
۶. آشنايي با بزرگان موسيقي ايران
۷. آشنايي با بزرگان موسيقي جهان
۸. موسيقي فيلم
http://www.travian.ir/?uc=irx_8521&signup
همبازی و کمک من در تراوین باشید
از فواصل تبدیلی می توان به عنوان ابزاری درتغییرات متریک موسیقی ٬ مثلا تبدیل اوزان ساده و ترکیبی به یکدیگر استفاده نمود:
در میزان دوم مثال بالا 3 فاصله سیاه تبدیل به 4 فاصله سیاه تبدیلی شده است. در میزان سوم٬ شش فاصله چنگ به 9 فاصله چنگ تبدیلی تغییر یافته اند.
مثال بالا را بشنوید نکته مهم درکاربرد فواصل تبدیلی ، حفظ ساختار زماننبندی است بگونه ای که وزن اولیه تغییر نکند. این بدان معنی است که از فواصل تبدیلی باید به تعدادی استفاده شود تا معادل یک فاصله ساده یا ترکیبی شوند:
تقسیم یک سیاه به 5 دولاچنگ پنتوله
تقسیم یک سفید به 7 دولاچنگ سپتوله
تغییرات سرعت و زمان در فواصل تبدیلی
به طور کلی فواصل تبدیلی را میتوان به شکل نسبت M:N که به آن نسبت تبدیل می گوییم ٬ نوشت. دراین نسبت N تعداد فاصله ای است که به M تعداد تبدیل شده است. در واقع باید M فاصله را در زمان معادل N فاصله نواخت:
نسبت تبدیل 3:2 یعنی اجرای 3 فاصله به جای 2 فاصله زمانی
نسبت تبدیل 2:3 یعنی اجرای 2 فاصله به جای 3 فاصله زمانی
در این تبدیلات سرعت و زمان فواصل زمانی تغییر می کند. به این ترتیب که اگر T1 و T2 به ترتیب زمان فواصل قدیم و جدید باشند داریم:
با فرض تمپوی معادل 60 ٬ زمان یک چنگ معادل 0.5 ثانیه است. درصورت کاربرد نسبت 3:2 یا همان تریوله٬ زمان هر چنگ تریوله معادل 0.333333 ثانیه است.
از طرفی اگر V1 و V2 به ترتیب سرعت اجرای فواصل قدیم و جدید باشند داریم:
با فرض تمپوی مساوی با 60
سرعت یک نت چنگ معادل 120 ضربه در دقیقه خواهد بود. به این ترتیب سرعت اجرای هر چنگ تریوله معادل 1.5 برابر چنگ معمولی است و سرعت آن 180 ضربه در دقیقه است.
)منظور از سرعت ٬ تعداد ضربات در واحد زمانی معادل 1 دقیقه است) مشاهده می شود که با تریوله کردن ٬عدد تمپو نیز 1.5 برابر می شود یعنی با فرض:
برای یک ساختار وزنی دو تایی مانند 4/2 و با فرض تریوله کردن فاصله زمانی سیاه و رسیدن به سرعت 180 برای چنگ تریوله ٬ می توان ساختار وزنی سه تایی 4/3 را شکل داد که عدد تمپو 90 باشد:
در انتها می توان رابطه کلی بین تعداد، زمان و سرعت فواصل تبدیلی و فواصل اولیه را به صورت جدول زیر ارائه داد:
ترکیبات چند- تبدیلی Nested-Tuplets ترکیبات چند تبدیلی حاصل تبدیلات در هم تنیده و لایه لایه فواصل زمانی است به این معنی که در مراحل مختلف تبدیل صورت می گیرد. به مثال زیر توجه نمایید:
مثال بالا را بشنوید در مورد مثال بالا می توان گفت 3 مرحله تبدیل صورت گرفته است:
در مرحله اول تبدیل 6 فاصله به 5 فاصله تبدیل شده است. سپس با تفکیک تبدیل مرحله اول به 3 و 2 فاصله تبدیل مرحله دوم صورت می گیرد. در این مرحله 2 فاصله تبدیلی مرحله اول به 3 فاصله تبدیلی مرحله دوم و 3 فاصله تبدیلی مرحله اول به 4 فاصله تبدیلی مرحله دوم تبدیل می شوند. این بار نیز 4 فاصله تبدیلی مرحله دوم به دو دسته دوتایی فواصل تبدیل شده و یک دسته از این تفکیک به 3 فاصله تبدیلی تبدیل می شود. در مثال زیر و در میزان اول تعداد 2 فاصله زمانی سیاه به 3 فاصله سیاه تبدیل شده است. در میزان دوم تعداد 4 فاصله سیاه به 6 فاصله سیاه تبدیل شده و در مرحله دوم تعداد 3 سیاه یا 6 چنگ به 4 چنگ یا 6 سیاه تبدیل شده اند.
مثال بالا را بشنوید در این تبدیلات سرعت و زمان فواصل زمانی طی چند مرحله تغییر می کند:
به این ترتیب تغییر سرعت و زمان در ترکیبات چند –تبدیلی، برایند تغییرات در تبدیلات متوالی است. مقدمه: ساختار متریک – ریتمیک موسیقایی، طبق اصول و قواعد تئوریک رایج، براساس سیستم نمائی با پایه2 شکل گرفته است. این سیستم زمانبندی موسیقی دارای یک نظم ریاضی مرتبط با عدد دواست: دو برابر شدن سرعت و نصف شدن زمان. با اینحال هنگامی که زمان بندی موسیقی از نسبتهای سیستم نمائی خارج می شود و به سوی فواصل زمانی ترکیبی (مانند ترکیبات نقطه دار) یا فواصل تبدیلی (تقسیمات مضرب اعداد فرد مانند 3،5،6،7،9،10،11،12،13،...) گرایش پیدا می کند، خروج از ساختار نمائی فوق الذکرمشاهده می شود.
از طرف دیگر کاربرد اصطلاحاتی مانند تمپو روباتو، اچلراندو و ... نوازنده را مکلف می نماید که زمانبندی یک الگوی وزنی خاص را تغییر داده (انبساط و انقباض زمانی)٬ سرعت اجرای عناصر ریتمیک بخشی از قطعه را تغییر دهد.
در نهایت او گستره ای از فواصل زمانی گوناگون را ایجاد می نماید. وزن آزاد در موسیقی دستگاهی ایرانی که شاخصه"موسیقی بدون وزن Ametric Music" است نمونه بارز و کاملی از موسیقی دارای فواصل زمانی متنوع است. تبعیت ریتم و جمله بندی ملودیک از شعر و احساسی بودن جریان ملودی و ریتم در این ساختار زمانی تاثیرگذار است.
به کار بردن فواصل زمانی متفاوت از سیستم فواصل زمانی رایج ، تعریف کلاسیک "وزن" را در هم شکسته و تغییرات زمان بندی را بصورت نمادی از تفکرات فراموسیقایی و احساس درونی فرد نشان می دهد. در این شیوه، ساختار زمان بندی دقیقا آیینه حالات حسی و روحی انسان است.
فاصله زمانی Duration ٬ Time interval
طبق تعریف ، فاصله زمانی مدت زمان بین دو حادثه Event است. در موسیقی برای ایجاد یک فاصله زمانی به دو صدا احتیاج است. هر جسم مرتعش بر اساس میزان انرژی منبع مولد ارتعاش و پارامترهای میراکننده خود و محیط ارتعاش، تا مدت زمانی خاص مرتعش بوده و از خود صداتولید می کند. بنابراین یک فاصله زمانی از 2 بخش صدا و سکوت یا صرفا صدا تشکیل شده است و سکوت بخشی از فاصله زمانی می باشد.

نمونه صوتی مربوط به مثال بالا را بشنوید
ادامه مطلب


