گفت و گو با سالار عقيلي
چون من احساس سرماخوردگي داشتم و فكر ميكردم به زودي سرما ميخورم. به همين دليل به آقاي عظيمي نژاد گفتم كه حال چه اين سريال با آواز من پخش شود و چه نشود، بهتر است همين امشب يك نمونه ضبط كنيم.با وجود آنكه آمادگي نداشتم و روي شعر و آهنگ آن تمرين نكرده بودم، يك نمونه ضبط كرديم و همان پخش شد. چون از فرداي آن روز سرما خوردم كه تا پخش چند قسمت اول سريال هم ادامه داشت!
* بهنظر شما، موسيقي سريال پريدخت را به صرف اين كه براي يك سريال با درونمايه مذهبي ساخته شده، ميتوان يك موسيقي مذهبي دانست؟
خير. موسيقي اين سريال با توجه به موسيقي ملي ساخته شده. حتي خود سريال هم اگرچه براي دهه اول محرم ساخته شده اما تنها يك سريال مذهبي محسوب نميشود چون موضوعات تاريخي و وقايعي كه در دوره خاصي اتفاق افتادهاند نيز نقش پر رنگي دارند. از طرفي من كارهاي مناسبتي را نميپذيرم.
فكر ميكنم كارهاي مناسبتي تاريخ مصرف دارند و وقتي اين تاريخ تمام شود، كسي به سراغ آنها نميرود. اما موسيقي سريال پريدخت به گونهاي است كه حتي ممكن است، چند ماه بعد هم مردم دنبال موسيقي آن باشند چون اين موسيقي يك اثر اركسترال است كه در آن موسيقي ملي و كلاسيك ايراني در كنار موسيقي سنتي به كار گرفته شده و جدا از سريال هم، شنيدني است.
* شما تا به حال براي چند سريال آواز خوانده ايد.زماني كه قرار است براي يك فيلم يا سريال همكاري كنيد، آيا صرفا به آهنگساز آن توجه داريد يا برايتان مهم است كه كارگردان، فيلمنامه نويس و...آن چه كساني هستند؟
براي من علاوه بر نام كارگردان و بازيگر و... حتي موضوع سريال يا فيلم هم مهم است.دوست دارم در سريا لهايي آواز بخوانم كه بار معنايي خاصي داشته باشند.اگر اين گونه نبود تا به حال كارهاي بيشتري با آواز من پخش ميشد. كار پريدخت را هم با توجه به كارگردان، بازيگران و از همه مهمتر آهنگساز آن پذيرفتم. چون آقاي عظيمي نژاد تا به حال براي سريالهاي مختلف موسيقي ساختهاند كه بسيار زيبا و حرفهاي بودهاند. به همين دليل پيشنهاد ايشان را براي سريال پريدخت پذيرفتم.
* ظاهرا شما در برخي از كنسرت هايتان در خارج از ايران، سه تار مينوازيد. چرا تا به حال در كنسرتهاي ايران، ساز نزده ايد؟
به دلايلي نميخواهم در ايران بهعنوان نوازنده شناخته شوم. ترجيح ميدهم در ايران بهعنوان خواننده من را بشناسند.
* اولين بار چه سالي براي همكاري با اركستر ملي دعوت شديد؟
من خيلي دوست داشتم با آقاي فخرالديني همكاري كنم. تا اين كه سال 83 براي كاري با ايشان تماس گرفتم و استاد لطف كردند و از من براي اركستر ملي دعوت كردند. من هم رفتم و چند آهنگ با خودم بردم كه مورد قبول ايشان قرار گرفت و توسط اركستر اجرا شد.
* كار با اركستر ملي متفاوتتر از كار با گروههاي ديگر بهنظر ميرسد. در اين همكاري چه مشكلاتي داشته ايد؟
همكاري با اركستر ملي هم لذت بخش است و هم دشواريهاي خاص خودش را دارد. خواننده بايد توانايي اجرابا يك گروه بزرگ را داشته باشد. وقتي با يك گروه چهار پنج نفره كنسرت ميدهيم، اگر يك نفر اشتباه كند، ساير اعضاي گروه، به گونهاي آن را اصلاح ميكنند.
اما در يك اركستر بزرگ، مثل اركستر ملي، هيچ كس حق اشتباه كردن ندارد. در چنين گروههايي حتي اگر كسي جا بماند، اركستر به كار خود ادامه ميدهد و در نتيجه مخاطب از دست ميرود. بنابراين كار با اركستر ملي علاوه بر لذت هايش، سختيهايي دارد. من در سال بيش از 30 كنسرت در ايران وكشورهاي مختلف اجرا ميكنم اما هميشه زمان كنسرتهايم با اركستر ملي، كمي دلشوره دارم.
* مدتهاست كه آلبوم مايه ناز را در دست انتشار داريد، چرا هنوز منتشر نشده است؟
عنوان سيدي مايه ناز است كه در واقع بر اساس شعر معروف عماد خراساني كه ميگويد: دلم آشفته آن مايه ناز است هنوز، مرغ پرسوخته در پنجه باز است هنوز ما اين كار را به ياد بزرگان موسيقي ايران اجرا كردهايم و قطعاتي از استادان بزرگ موسيقي ايران مانند غلامحسين بنان، پرويز ياحقي، منوچهر همايون پور، نصرالله زرين پنجه، حسن صدر سالك، عبدالحسين برازنده و... در آن ضبط شده است.
در اين سي دي همسرم كه از شاگردان خانم فخري ملك پور بوده و پيانو را به سبك مرتضي خان محجوبي مينوازد، با من همراهي ميكند. اين آلبوم قرار بود تا آخر امسال از سوي مؤسسه آواي باربد، منتشر شود اما چون همزمان كار ديگري از من با گروه دستان در دست انتشار است، انتشار اين آلبوم را به تأخير انداختيم.چون نميخواستم همزمان دو آلبوم از من منتشر شود.
* چرا؟
چون از كثرت كار خوشم نميآيد و فكر ميكنم بايد يك آلبوم منتشر شود و جايگاه خودش را نشان دهد و بعد كار ديگر. بهنظر من كار جديد يك هنرمند بايد طوري باشد كه كار قبلي فراموش شود. البته منظور از فراموشي، حذف آن اثر نيست. بلكه معتقدم هنرمند بايد روبه جلو حركت كند و هر كارش بهتر از كار قبلش باشد. از طرفي بايد به مخاطب نيز اين فرصت را داد تا با اثر جديد هنرمند ارتباط برقرار كند.
البته اين به معناي از ياد بردن يا بيارزش دانستن آثار قبلي يك هنرمند نيست. بهطور مثال من هنوز هم كار دستان و بيداد استاد شجريان را ميشنوم و از آن سير نميشوم. اما كارهاي جديدشان را هم دوست دارم و هيچ كدام را فراموش نميكنم. در واقع فراموش كردن كارهاي قبلي هنرمند به اين معناست كه هنرمند بايد هر بار با اثر جديدش تا مدتها توجه مخاطب رابه خود جلب كند و تا زماني كه اين اثر به خوبي پخش نشده، كار جديدارائه ندهد.
همشهري آنلاين