روشن‌روان حالا روزهاي شلوغي را پشت سر مي‌گذارد؛ از اول پاييز كه دبيري جشنواره‌ي موسيقي فجر را برعهده گرفته است، تا امروز كه جشنواره‌ي بيست‌وسوم از نيمه گذشته، مجبور است كه هر شب بسته به ضرورت، دست‌كم دقايقي را در هر كدام از تالارها و سالن‌هاي اختصاص‌يافته به جشنواره در تهران سر كند؛ در برخي اجراها بيشتر مي‌ماند، در برخي هم كم‌تر حضور مي‌يابد؛ البته به‌نظر مي‌رسد اين امر بيشتر برمبناي ضرورت‌هاي نظارتي صورت مي‌گيرد تا تمايل‌هاي شخصي‌.

در اين روزهاي شلوغ اما حوصله‌ي گفت‌وگو هم دارد و پرسش‌هاي خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران درباره‌ي همه چيز، از روزي كه در سال‌هاي 60 طرح حضور موسيقي پاپ را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارايه كرد، تا امروز كه اين امر ميسر شده است:

- ايسنا: نه در جايگاه دبير جشنواره، كه در كسوت كسي كه سال‌هاست در عرصه‌ي موسيقي معاصر كشور فعاليت حرفه‌يي و مديريتي كرده است، كيفيت آن‌چه را كه به‌عنوان موسيقي پاپ در جشنواره‌ي بيست‌وسوم عرضه شده است، چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

- روشن‌روان: سوال سختي است؛ به هر حال چون خود باعث و باني اين قضيه بوده‌ام، هرچه را كه بگويم، شايد درست نباشد.

- ايسنا: مي‌توانيد از دو وجه به مساله بپردازيد؛ هم نگاه مستقل غيرمديريتي و هم فضاي واقعي موجود كه جرياني را پي گرفته است.

- روشن‌روان: از زماني كه موسيقي پاپ پس از انقلاب اسلامي در كشور ما راه‌اندازي شد، متأسفانه به‌خاطر نبود ضابطه‌هاي هنري و معيارهاي مشخصي كه دست‌اندراكاران اين نوع موسيقي بتوانند در آن چارچوب و ضوابط كار كنند، هيچ‌گاه برنامه‌ريزي هم در اين زمينه طي اين سال‌ها صورت نگرفت و به اعتقاد شخص من، موسيقي پاپ به بي‌راهه رفت و بدون هدف و سرگردان در جامعه به پيش ‌رفت، تا امروز به اين وضع كه مي‌بينيم، دچار شده است. علت آن را شخصاً در اين مي‌بينم كه موسيقي پاپ از نگاه مسوولان، نوعي موسيقي غيرقابل تعريف و توجيه هنري بوده و از سوي موسيقي‌دان‌ها هم اصطلاحاً موسيقي غيرعلمي و غيرهنري.

به‌همين دلايل، موسيقي پاپ در تمام اين سال‌ها كه راه افتاد و حركت كرد، متأسفانه بدون هيچ ‌جهت‌گيري مشخص و بدون اين‌كه به‌سمت نوعي موسيقي خوب و قابل قبول در جامعه هدايت شود، راهش را ادامه داد، به شاخه‌هاي مختلف تقسيم شد و امروز هم مي‌بينيم به تأييد خود دست‌اندركارانش، اين موسيقي به بي‌راهه رفته و متأسفانه زوايدي بر آن حاكم شده كه باعث شده است كل جريان موسيقي پاپ را در كشور ما به‌مخاطره اندازد. در مجموع، خودم حتا قبل از اين‌كه موسيقي پاپ پس از انقلاب باب شود – سه يا چهار سال قبل از آن – طرحي را آماده و به مركز وقت موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارايه كردم. در آن طرح آمده بود كه احتمالاً به‌زودي موسيقي پاپ در كشور راه‌اندازي خواهد شد و از الآن ضروري است مسوولان فرهنگي به فكر ضوابط هنري براي آن باشند. از آن‌ سال‌ها مطمئن بودم كه چنين اتفاقي به‌زودي خواهد افتاد، دير يا زود اين موسيقي در جامعه حركت كرده و بسيار هم پرتحرك خواهد بود. اما متأسفانه شايد مسوولان آن دوران تصور مي‌كردند هيچ‌گاه موسيقي پاپ در كشور راه‌اندازي نخواهد شد؛ به‌همين‌خاطر، هيچ توجهي به آن طرح هم نكردند.

از زماني‌ كه موسيقي پاپ شروع به‌كار كرد، مجوزها صادر شدند، سي‌دي و نوارها به بازار آمدند، باز هم شخصاً به‌دليل علاقه‌اي كه نوع خوب اين موسيقي دارم، درصدد بودم راهي بيايم تا اين چارچوب‌ها و ضوابط را بتوانيم به‌وجود آوريم كه دست‌كم در بخش اجراكنندگان اين نوع موسيقي و توليدكنندگانش بشود به‌نوعي چارچوب‌ها و ضوابط هنري را تعريف كرد. بنابراين در دوره‌اي كه مديرعامل خانه‌ي موسيقي بودم، در همان سال‌ها تعدادي از نخبگان اين نوع موسيقي را در خانه‌ي موسيقي جمع كرده و به گفت‌وگو نشستيم و متوجه شدم كه آن‌ها نيز بسيار علاقه‌مندند كه چنين اتفاقي بيافتد؛ تشويقشان نكردم كه اساس‌نامه كانون موسيقي پاپ را در خانه موسيقي بنويسند؛ كه آن‌ها هم به‌عنوان تشكل حرفه‌يي موسيقي در خانه موسيقي كانون مستقلي داشته باشند تا از اين طريق بتوانند دست‌اندركاران موسيقي پاپ موسيقي را كه كار مي‌كنند، آن‌طور كه خود صلاح مي‌دانند، ساماندهي كنند. بر اين اساس، آيين‌نامه داخلي چنين كانوني نوشته شد، اما متأسفانه هيأت‌ مديره‌ي وقت خانه‌ي موسيقي هيچ التفاتي به اين قضيه نكرد و جدي نگرفتش؛ با وجود آن‌كه تلاش بسياري كردم كه موافقت هيأت‌مديره را جلب كنم، موفق نشدم. بنابراين اين تلاش هم به شكست انجاميد.

خودم شخصاً معتقد بوده و هستم اگر نوع هر موسيقي را – اعم از پاپ و سنتي – به امان خدا رها كنيم و هيچ توجه هنري به آن نداشته باشيم، به‌تدريج آن بخش موسيقي از هنر تهي خواهد شد و به سمت‌وسويي مي‌رود كه نبايد! اگر مي‌بينيم كه امروز موسيقي سنتي ما در جايگاه ويژه‌اي قرار گرفته كه شاخه‌هاي مختلفي از دلش درمي‌آيد و امروز هم صداي موسيقي‌دان‌هاي سنتي هم كه درآمده كه اين شاخه‌ها چيست كه آيا موسيقي سنتي است يا خير؟ يا مبتني بر سنتي است و اساساً مي‌توان به آن موسيقي سنتي اطلاق كرد و مسائلي از اين دست، دليلش همين است كه چنان‌چه سياست‌گذاري مشخصي براي هدايت موسيقي در جامعه وجود نداشته، به‌طور قطع به‌زودي زود به‌بي‌راهه خواهد رفت. چراكه بسياري از دست‌اندركارانش ناچارند به سليقه عوام رو بياورند و در نتيجه به‌تدريج جنبه‌هاي هنري را از دست بدهند. چاره‌اي هم جز اين ندارند. به‌همين خاطر هم اگر سياست‌گذاري صورت بگيرد و اگر ضوابطي مشخص شود آن‌وقت مي‌توان تعريف‌هاي درستي را از انواع موسيقي پيدا كرد، آن‌جايي كه بايد حمايت‌هاي دولتي صورت بگيرد و براساس آن سياست‌گذاري و تعريف‌هاي بسيار روشن، موسيقي مملكت را در شاخه‌هاي مختلف به‌خوبي و درستي پيش برد، بدون اين‌كه هر يك لطمه به ديگري بزند.

موسيقي پاپ متأسفانه از روز اول با چنين شكلي شروع شد و با همين شكل هم پيش رفت و نتيجه‌اش اين شد كه مي‌بينيم؛ سردرگمي مسوولان كشور از يك طرف، بلاتكليفي موسيقي‌دان‌هاي پاپ از سويي ديگر و مردمي كه مشتاق شنيدن اين نوع موسيقي هستند و راه به‌جايي نمي‌برند و ناچار به‌سمت توليدات خارج از كشور رو مي‌آورند.

نظر شخصي‌ام هميشه اين بوده كه چنان‌چه چارچوب‌ها و ضوابط، مبناها و محور صرفاً هنري در اين نوع موسيقي شفاف نشود، تكليف همگان روشن شده و درنتيجه توليدات و عرضه آن در سطح جامعه به‌طور مطلوب خواهد بود.

- ايسنا: آن‌چه را كه در جشنواره‌ي بيست‌وسوم شاهديم، چه‌قدر خواست شما را برآورده كرده است؟

- روشن‌روان: امروز در جشنواره‌ي بيست‌وسوم در واقع قدم اول را برداشتيم؛ چون سال‌ها قبل اين تجربه را پشت سر خودم داشتم و هر حركتي كه كردم، متأسفانه به نتيجه نرسيد، اين‌بار هم تلاش كردم ببينم چه اتفاقي مي‌افتد؛ موفق هم شدم؛ اولاً موافقت مسوولان را براي اين‌كه اين موسيقي، به‌دلايلي بسيار روشن و شفاف و بدون هيچ‌گونه ابهام حضور در جشنواره جلب كنم، تا اين موسيقي هم مانند بقيه ژانرهاي موسيقي در كشور ما تابع چارچوب‌ها و ضوابط معين هنري قرار بگيرد. به‌صورتي كه موسيقي پاپ را هم در بخش رقابتي قرار داديم، هم جنبي كه تعدادي از دست‌اندركاران حرفه‌يي موسيقي پاپ بشينند، ضوابط هنري را تعيين كنند و براساس همان ضوابط گروه‌هاي متقاضي شركت در جشنواره را ارزيابي كنند و آن‌هايي كه با ضوابطي كه خودشان تعيين كردند، منطبق هستند، در بخش رقابتي قرار دهند. در نتيجه نخستين چارچوب‌ها، معيارها يا ضوابط هنري را به‌وجود آوريم كه اين اتفاق افتاد. حالا ممكن است گروه‌هايي كه در بخش رقابتي شركت كردند با سليقه آن‌ها كه انتخاب صورت‌ گرفته، گروه‌هاي خيلي خوبي نباشند، به هر حال گروه‌ها چه خوب باشند يا نباشند، مهم اين است كه اولين قدم‌ها برداشته شد؛ براي آ‌ن‌كه چارچوب ضوابط و معيارهاي هنري براي اين هنر تعريف شود. نخستين‌بار گروه‌هاي پاپ بر طبق اين معيارهاي هنري براي ورود به جشنواره تعريف شدند. بنابراين تا اين‌جا همان چيزي است كه مورد نظر من بوده؛ تا اين‌جا موفق بوده است، حالا بايد نتيجه كار را ديد كه درنهايت چه خواهد شد.

- ايسنا: ازسوي ديگر، حضور سران اكستري كشور در جشنواره‌ي بيست‌وسوم، پررنگ است. اركسترهايي اعم از ملي، مجلسي، تهران، نو و... با رهبرانشان در جشنواره حاضرند، اما جاي سران موسيقي سنتي خالي است؛ مگر حضور دو سه گروه خاص ازجمله جلال ذوالفنون؛ چرا؟

- روشن‌روان: اين واقعيت وجود دارد كه جشنواره رويكرد كلي به‌سمت جوانان دارد؛ اعضاي اركسترهاي بزرگي هم كه حاضرند، به‌غير از اركستر ملي و اركستر سمفونيك، بقيه اركسترها و گروه‌هاي بزرگ كر، ميانگين سني بين 23 تا 25 سال دارند. درواقع رويكرد بسيار جدي به سمت جوان‌ها بوده است. اين‌كار هدفمند و با دليل بوده است.

ما مي‌خواستيم گروه‌ها و افراد مستعد را در شاخه‌هاي مختلف كشف كرده، هدايت، كمك و حفظ كنيم تا به‌سمت حرفه‌يي‌شدن حركت كنند. به‌خاطر همين، امتيازهايي هم كه براي گروه‌هاي منتخب جشنواره تعيين شده، نشان مي‌دهد كه جهت‌گيري كدام سمت است؛ اين‌ها به سمت گروه‌هاي حرفه‌يي جهت‌گيري شوند و چند سال ديگر تعداد زيادي خواننده،‌ نوازنده و گروه‌هاي مستعد بسيارخوبي حاضر و آماده براي كار داشته باشيم؛ نه اين‌كه دو سه گروه داشته باشيم كه نوازنده‌هاشان مشترك‌اند و هر كدام را كه بخواهيم صدا كنيم، دو تاي ديگر تعطيل شوند؛ همين مشكلي كه در حال حاضر داريم.

مشكل اين‌جاست كه تعداد نوازندگان ما در گروه‌هاي سنتي مشتر‌ك‌اند و عملاً هيچ گروه ثابتي كه هميشه ثابت باشد و هميشه موجود و هر لحظه آماده باشد، نداريم. بعد از كنسرت موسيقي سنتي كه برگزار شد، بلافاصله گروه از هم مي‌پاشد. هر كسي مي‌رود دنبال كار خودش و در گروه‌هايي كار مي‌كنند، تا روزي روزگاري اگر همان گروه اول خواست كار كند، آن افراد دور هم جمع شوند. اين است كه رويكرد، رويكرد كاملاً سياست‌گذاري شده در قالب موسيقي آينده كشور است. اين را مد نظر داشته باشيد. نگران نباشيد كه چرا دو يا سه چهره شاخص در جشنواره حضور ندارند، همه‌مان خوشحال باشيم از اين‌كه امسال سال جوان‌هاست.

گروه‌هاي خوبي از گوشه و كنار كشور آمده‌ و ظهور كردند و به جرأت مي‌توان گفت كه نسل جوان موسيقي كشور ما، همان نسل آينده ما، سر بلند كرده كه "مرا نگاه كنيد". اين‌ها مي‌خواهند كه ديده شوند. اگر چنين سياستي در تمام جشنواره‌هايي كه درباره‌ي موسيقي در كشور هست، ادامه يابد، بعد از چند سال شاهد شكوفايي بسيار بزرگي در عرصه‌ي موسيقي خواهيم بود؛ حتا به لحاظ كمي. اگر قرار باشد كه هميشه متكي به چند شخص يا گروه خاص باشيم، همين است كه خواهد بود. هيچ‌وقت هم تغييري حاصل نمي‌شود، ولي بايد پيش رفت، جرأت داشت و سرمايه‌گذاري كرد؛ وگرنه در آينده مشكل خواهيم داشت.

- ايسنا: با اين اوصاف، به‌نظر مي‌رسد كه گروه‌هايي پاي ثابت جشنواره‌اند!؟

- روشن‌روان: در بخش جنبي حداكثر سه يا چهار گروه شناخته شده پيدا مي‌كنيد كه سال‌هاي قبل هم بودند. اين‌را با سال‌هاي قبل‌تر مقايسه كنيد كه عموم گروه‌ها شناخته شده بودند، متوجه مي‌شويد چه درصد كمي از گروه‌هاي امسال شناخته شده و سرشناسند.

- ايسنا: به عقيده شما اين امر في‌نفسه قابل افتخار است؟

- روشن‌روان: به نظر من بسته به رويكردي است كه جشنواره دارد. جشنواره امسال رويكردي كاملاً به‌سمت جوانان داشته است. اگر اين رويكر ثابت بماند، مي‌تواند آينده موسيقي كشور را تضمين كند.

- ايسنا: مسأله‌ي ديگر، تنوع حضور گروه‌هاي استان‌ها در جشنواره است. آيا اين حضور بيانگر گستردگي و تنوع موسيقي در كشور است، آيا همه گروه‌ها به سطحي از توانايي رسيده بودند كه در جشنواره‌اي ملي و بين‌المللي حاضر باشند، يا به خاطر صرفاً جنبه‌ي ملي ‌بودن جشنواره است كه از همه‌ي شهرها و استان‌ها گروه‌هايي داشته باشيم؟ كتمان نمي‌شود كرد كه برخي از گروه‌ها كيفيت مطلوبي را شايد براي اين سطح عرضه فعلا نداشته باشند.

- روشن‌روان: تمام گروه‌هايي كه از شهرستان‌ها آمدند، نمونه‌كارهايشان توسط هيأت‌هاي انتخاب بررسي شده و امتيازهاي نسبي لازم را دارند. يعني نظر اين هيأت كسب كردند و ما هم به‌ترتيب اميتازهايي كه هيأت داوري داده بود، اين گروه‌ها را در جشنواره قرار داديم.

به‌جرأت مي‌توانم بگويم كه امسال ما به‌عنوان برگزاركننده جشنواره، هيچ گروهي را دعوت نكرديم، تمام گروه‌ها خودشان آمدند. هيات انتخاب هم با بررسي يك‌هفته‌اي گروه‌هايي را انتخاب كردند و ما اكنون شاهد اجراي آن‌ها هستيم؛ به تأييد خود اعضاي انتخاب‌كننده، مخصوصاً در بخش سنتي و تلفيقي، گروه‌ها بسيار خوبند و در اين چند روز هم در بخش رقابتي، مي‌گويند "اين‌ها فوق‌العاده‌اند، مانده‌ايم كه چه‌كار كنيم و كدام را به‌عنوان برجسته و برگزيده انتخاب كنيم؟! زيرا نمره‌هايي كه مي‌دهيم، بسيار به هم نزديكند! ممكن است چند گروه اول و چند گروه دوم و سوم داشته باشيم". اين‌ها نشان از اين امر دارد كه هيأت انتخاب، گروه‌هاي خوبي را انتخاب كرده و حالا داوران به چنين مشكلي برخورده‌اند كه گروه‌ها به قدري خوبند كه نمي‌توانند بهترين را انتخاب كنند.

پس برعكس، فكر مي‌كنم ظاهراً كيفيت گروه‌ها خيلي‌ خوب است، من كه متأسفانه به‌دليل اين‌كه بايد هر روز به همه سالن‌ها سركشي كنم، موفق‌ نمي‌شوم همه اجراها را ببينم، در انتخاب گروه‌ها هم كه حضور نداشتم. تنها نتايج، بازتاب صحبت‌هاي داوران، مسوولان سالن‌ها و مردم را مي‌بينم، حرفي از خودم نمي‌توانم بزنم، به دليل اين‌كه حضور مستقيم و كاملي در سالن‌ها ندارم؛ خيلي فرصت داشته باشم، يك‌سوم برنامه‌ها را مي‌ببينم. بنابراين نظر من، نظر هيأت‌هاي داوري و انتخاب‌مان است.

- ايسنا: درباره‌ي وجه بين‌الملل جشنواره چطور؟ آيا ايده‌ي كلي در اين‌باره وجود دارد، يا صرف حضور گروه‌هايي از خارج كشور كفايت مي‌كند و رضايت‌بخش است؟

- روشن‌روان: اساساً گروه‌هاي خارجي به صرف اين‌كه خارجي‌اند، حضورشان قابل توجيه نيست، بلكه به اعتقاد من در يك جشنواره بين‌المللي گروه‌هاي شاخصي مي‌بايست حضور داشته باشند كه با همين رويكرد هم انتخاب شده‌اند. ضمن اين‌كه وقتي اين گروه‌ها مي‌آيند، هميشه من خود يكي از كساني بودم كه به دبيرهاي جشنواره‌هاي سال‌هاي قبل مي‌گفتم بيشترين استفاده و بهره را از ايشان با توجه به شرايط موسيقي در كشورمان ببريم. امسال خودم اين‌ كار را كرده‌ام. اولاً گروه‌هاي خارجي همگي گروه‌هاي شاخص در نوعي موسيقي كه اجرا مي‌كنند، به‌شمار مي‌روند. اين‌ها دايم در جشنوار‌هاي گوشه و كنار دنيا در حال اجرا هستند.

خوشبختانه در بخش موسيقي كلاسيك گروه‌هايي را در جشنواره داريم كه از قبل با آن‌ها مذاكره كرده‌ايم كه وقتي به تهران مي‌آيند، مستركلاس‌هايي را براي دانشجويان و هنرجويان برگزار كنند، كه در دوره‌ي حضورشان - هرچند كوتاه‌مدت - دانشجويان با آن‌ها ديدار كرده و در ورك‌شاپ‌هاشان شركت كنند. اين‌كار را امسال كرديم. هم با گروه هلند ورك‌شاپ داريم و حاصل آن در تالار وحدت اجرا مي‌شود. نوازندگان ايراني و هلند با هم به‌صحنه مي‌روند. گروه سه نفره اتريشي هم مستركلاسي جداگانه دارند.

پس اگر گروهي هم از خارج دعوت مي‌شود، با چنين نگاه و رويكردي است، نه اين‌كه تنها چون از خارج آمده‌اند، بگوييم بخش بين‌الملل داريم! نظر شخصي من هميشه - نه تنها امسال - اين بوده كه اتفاقي بيافتد كه سود آن براي جامعه موسيقي ما بماند.

- ايسنا: بخش علمي جشنواره قرار نيست علاوه بر ارزيابي و نمره‌دهي‌ها، به‌سمتي برود كه اجرا‌ها و گروه‌ها - البته به‌صورت غيردستوري - به شكلي هدايت‌ شوند تا به سير تكويني رو به جلويي در سال‌هاي آتي برسند؟ آيا اين امر مستلزم آن نيست كه هسته علمي جشنواره دست‌كم براي چند سال ثابت بماند؟

- روشن‌روان: يقيناً همين‌طور است. سال گذشته در نيمه‌هاي راه تدارك جشنواره بوديم، پيشنهادي را كه هر ساله تكرار شده، مطرح كردم كه به محض پايان جشنواره‌ي فجر، بلافاصله ضروري است كليد حركت جشنواره سال بعدي زده شود. مي‌بايد دبيرخانه دايمي جشنواره‌ي موسيقي فجر تأسيس شود. شوراي جشنواره و هيأت علمي سياست‌گذاري كنند. دست‌كم يك‌سال زمان بگذارند براي اين‌كه جشنواره برنامه‌ريزي و سامان‌دهي شود. اين حرف 23 سال تكرار شده است.

خوشبختانه با نگاه خوبي كه مديريت فعلي دفتر موسيقي دارد، سال گذشته پس از پايان جشنواره‌ي بيست‌ودوم، دبيرخانه دايمي جشنواره تشكيل شد. من در سفر شش ماهه‌ي خارج از كشور از اول سال بودم، نمي‌دانستم چه اتفاقي در حال شكل‌گيري است، اما دبيرخانه دايمي شوراي جشنواره تأسيس شده بود. تصميمات گرفته و برنامه‌ريزي‌ها انجام شدند؛ اما متأسفانه دبير را در همان ايام انتخاب نكردند كه بتواند كار را در زمان كافي انجام دهد. در غياب من گويا به نتيجه رسيده بودند كه دبيري امسال جشنواره را بر عهده بگيرم. منتظر ماندند كه به ايران بازگردم و در واقع دبير جشنواره را اعلام كنند. خب طبيعتاً اگر از سال گذشته مي‌دانستم كه قرار است چنين اتفاقي بيافتد،‌ برنامه‌ريزي خاص‌تري را انجام مي‌دادم.

با اين حال، زيرساخت‌هاي يك جشنواره‌ي معقول و درست و هنري پايه‌گذاري شده و به‌وجود آمده است. دبيرخانه دايمي و شوراي علمي وجود دارند. حالا مي‌ماند كه آن‌ها پس از پايان جشنواره فعاليتشان را به طور جدي پي‌گيري كنند، دبير سال آينده مشخص شود و همه دست‌ به دست هم بدهند و بنشينند و ببينند كه بايد براي سال آينده چه بايد كرد.

- ايسنا: تبليغات ميداني صورت گرفته به اذعان بسياري، به‌واقع در شأن جشنواره موسيقي با عنوان‌ ملي و بين‌المللي نيست؛ چه تبليغات شهري و چه آن‌چه كه از طريق صداوسيما به‌عنوان رسانه‌ي فراگير مي‌توانست صورت بگيرد؛ اين در حالي است كه برخي از گروه‌ها از پر نشدن سالن محل اجرايشان به‌عنوان عامل تضعيف روحيه خود گله مي‌كنند، علت اين كم‌توجهي در چه بوده است؟

- روشن‌روان: آن‌چه را كه ما مصوب كرديم، پي‌گيري و انجام شد، اين بود كه تيزر جشنواره در سينماها پخش شود كه شد. در صدا و سيما هم پخش شود كه البته به شكل محدودي پخش شد.

- ايسنا: چرا محدود؟

- روشن‌روان: ظاهراً به دليل سفر آقاي ضرغامي به خارج از كشور بود كه گويا بايستي او امضا مي‌كرد كه تيزر در تلويزيون پخش شود. بنابراين پخش نشد و يا كم پخش شد!

البته راديو طي دو ماه گذشته رويكرد خوبي به اخبار و اطلاعاتي داشته كه ما به آن‌ها مي‌داديم. هر روز تقريباً طي اين مدت با شبكه‌هاي مختلف راديويي مصاحبه داشتم. هر روز صداي من دست‌كم از چهار يا پنج شبكه راديويي پخش شد. از اين بابت بايد تشكر حسابي از صداي جمهوري اسلامي ايران داشته باشم؛ ضمن اين‌كه در حال حاضر برنامه‌هاي تالار وحدت هر شب سئانس دوم آن به‌طور مستقيم از شبكه دوم و برنامه‌هاي تالار بزرگ كشور مستقيماً از شبكه جوان راديو پخش مي‌شود. شبكه‌هاي مختلف تلويزيوني هم خوب همكاري كردند.

- ايسنا: تبليغات شهري چه‌طور و توافقات با شهرداري به چه‌صورت بوده است؟

- روشن‌روان: در سطح شهر، در مسيرهايي كه رفت‌وآمد دارم، دست‌كم سه بيلبورد بزرگ را در مسير حركت خود در اتوبان‌ها ديده‌ام.

- ايسنا: اما گستردگي تبليغات شهري به‌مناسبت برگزاري برخي از جشنواره‌ها و نمايشگاه‌هاي با موضوع خاص و محدود كه در شهر همواره مي‌بينيم، شايد با رخداد ملي جشنواره‌ي موسيقي فجر قابل مقايسه نباشد.

- روشن‌روان: اين امر وابسته به امكاناتي است كه شهرداري در آن لحظه در اختيار دارد. تعداد بيلبوردها مشخص و اجازه‌اي كه مي‌دهد محدود است. اين مسأله نيست كه شهرداري بخواهد كوتاهي كند و از سويي كوتاهي ستاد جشنواره هم نبوده است، همه‌چيز طبق مصوبات است. فكر مي‌كنم به صورت جدي اطلاع‌رساني شده است، بعيد مي‌دانم كسي بگويد خبر نداشتم. حالا ممكن است كافي نبوده باشد؛ مي‌توان اين نكته را منعكس كرد تا در جشنواره‌هاي بعدي گسترده‌تر عمل شود.

- ايسنا: زمان‌بندي‌ اجراها مسأله‌ي مهمي بوده كه امسال مخاطبان را بعضا با مشكلاتي مواجه كرده است؛ برنامه‌ها در چند نقطه شهر تنها در دو سئانس، هم‌زمان هستند و هركس حداكثر مي‌تواند از دو اجرا در روز استفاده كند؛ آن‌هم در شرايطي كه فاصله مكاني تالار اجراي اول تا سالن اجراي دوم گاه به‌حدي است كه عملا امكان مسافرت طولاني از ميدان بهمن در جنوب شهر تا نياوران، در مدت زمان بين دو اجرا، امكان‌پذير نيست و ازسوي ديگر برخي از گروه‌ها تنها يك اجرا در جشنواره دارند.

- روشن‌روان: چاره‌اي جز اين نيست. ما 9 سالن در اختيار داشتيم و تعداد بسيار زياد اجرا. روزي 24 تا 26 اجرا در سطح شهر داريم. تا جايي‌كه مي‌شد، برنامه‌ها را فشرده كرديم كه هر سالن دو سئانس و بعضا هر سئانس هم دو اجرا گنجانديم. اما واقعيت اين كوتاه بودن دوره جشنواره است. چنين برنامه گسترده‌اي دست‌كم 20 روز زمان مي‌طلبيد.

- ايسنا: چه ضرورتي ايجاب مي‌كرد كه اين برنامه‌ها در يك هفته روز بسته شوند؟

روشن‌روان: به‌خاطر آن‌كه در آستانه‌ي ماه محرم بوديم.

- ايسنا: امكان نداشت از ابتدا به‌شكلي برنامه‌ريزي مي‌شد كه جشنواره زودتر آغاز ‌شود؟

روشن‌روان: ما از يك حد و حدودي بيشتر نمي‌توانيم به‌لحاظ زماني جابه‌جا شويم. از سويي گروه‌هاي زيادي شركت كردند، از طرفي هم با مقوله طرح ترافيك مواجه بوديم. ضمن اين‌كه معمولاً كنسرت‌ها در همه‌جاي دنيا از زماني شروع مي‌شوند كه هوا تاريك مي‌شود. اگر ساعت را زودتر قرار مي‌داديم، سالن‌ها خالي مي‌ماندند. همه اين‌ها محاسبه شده، اما محدود‌كننده است. در نتيجه شما در روز حداكثر دو اجرا را بيشتر نمي‌توانيد ببينيد.

- ايسنا: شما پيش‌تر اشاره كرده بوديد كه ضروري است گروه‌ها لزوماً كار تازه‌اي را در جشنواره ارايه كنند، بنابراين عدم حضور گروه‌هاي بزرگي كه در جشنواره نيستند، توجيه مي‌شود. اما اكنون شاهديم گروه‌هاي شناخته‌شده‌اي آمده‌اند، اما اجراي آن‌ها دست‌كم طي ماه‌هاي گذشته تكرار شده است!؟

- روشن‌روان: گروه‌هاي شناخته‌شده درصد بسيار اندكي از حجم برنامه جشنواره‌اند. به هرحال بايستي تعدادي هم از گروه‌هاي شاخص‌تر باشند. نمي‌شود همه برنامه‌ها را جديد كنيم. اين مساله امكان ندارد. همه‌ي آثار بخش رقابتي جديد است. بخش اعظم جنبي هم – بالاي 90 درصد – جديدند. اين اتفاق براي نخستين‌بار در تاريخ موسيقي مملكت دارد اتفاق مي‌افتد. شما اجازه بدهيد پنج درصد موسيقي هم قبلاً شنيده شده باشد. چرا ما همه انتظار داريم كه يك‌باره همه دنيا كن‌فيكون شود؟! چنين چيزي امكان ندارد.

- ايسنا: اين شرطي بود كه پيش از جشنواره خودتان اعلام كرديد.

- روشن‌روان: گفتم كه آثار جديد باشد. حالا هم بالاي 95 درصد جديد است. بي‌راهه نگفتيم. به‌جرأت مي‌گويم، اما به نظر من يك ذره منصف ‌بودن هم بد نيست. البته خوب است كه پرسش مي‌كنيد. من هم خوشحالم كه مورد پرسش قرار مي‌گيرم. يك چيز را فراموش نكنيد، شما با كسي داريد صحبت مي‌كنيد كه اگر حرف مي‌زند، حتماً عمل مي‌كند، كاري كه مي‌گويد حتماً انجام مي‌دهد و تلاش مي‌كند كه به بهترين شكل هم باشد؛ تا جايي‌كه زورش برسد. اجراي گروه رودكي (مختاباد) قبول، آثار كلاسيك را هم كه نمي‌شود تغيير داد و كار جديد و قديم تعريف كرد. شما گروه‌هاي تكراري را آمار بگيريد، اين پنج‌درصد را هم به بزرگي خودتان ببخشيد! باز هم مي‌گويم لطف كنيد ما را نقد كنيد و به ما بگوييد، تا جمع‌بندي و به دوستان منتقل كنيم.

گفت‌وگو از: خبرنگار ايسنا، زهرا كرمي راد