زندگي موسيقايي علي حاتمي و فيلمهايش

 

عليرضا ميرعلي نقي

 

نگاهي گذرا به نقش موسيقي در فيلمهاي زنده ياد علي حاتمي
معناشناسي عناصر تشکيل دهنده در فيلمهاي علي حاتمي را هنگامي ميتوانيم حس کنيم که به توضيحات خود او توجه کنيم. اين توضيحات مصاحبه ها و مقاله هاي او طي سي و چند سال فيلم سازي آمده و مجموعه اي از آنها در کتابي قطور جمع شده است. با اين حال، نويسنده، آن را کافي نميداند، زيرا گاه در نشريات دهه
۱۳۴۷- ۱۳۵۷ به مقاله هاي کوتاه و مصاحبه هايي از اين فيلمساز بلند آوازه برخورد کرده است که در کتابهاي چاپ شده در چند سال اخير ديده نميشود.

از اين رو، کتابشناسي آثار قلمي علي حاتمي را هنوز نميتوان کامل دانست. گذشته از اين ها، مصاحبه هاي تلويزيوني و راديويي او که در آرشيو هاي دولتي خاک مي خورد را نيز بايد به اين مجموعه مفقودان افزود. علي حاتمي، از آنجا که به خواست و به تصريح خود، از قواعد کلاسيک و شناخته شده فيلم سازي پيروي نميکرده، نحوه کار و زيبايي شناسي خود را توضيح ميدهد. از اين جهت، علي حاتمي، به نوعي کار مدرنيست ها را انجام ميدهد. اشخاصي که بر پايه تست يا قواعد همه گير و پذيرفته شده کار مي کنند، نيازي به توضيح ندارند. اما هنرمند متفاوت و هنرمند خارج از اين مدار، خود را توضيح ميدهد.

يکي از قابل استفاده ترين«توضيحات» علي حاتمي درباره کار و زيبايي شناسي خاص خودش، گفتگوي بلندي است که هنگام نمايش سريال «هزاردستان» در ماهنامه فيلم انجام داد. اما در آنجا هم اشاره کمي به موسيقي هست و -اصلا تا جايي که نويسنده اين مقاله ميداند- گفتگوي و يادداشت مستقلي درباره علاقمندي هاي موسيقايي علي حاتمي در دست نيست. شايد کسي پيدا نشود که در اين زمينه کنجکاوي کند و از او بپرسد؛ حتي نويسنده اين يادداشت که در سال
۱۳۷۰ از لطف و محبت او در کار پژوهش بهره مند شده بود، نيز به فکرش نميرسيد که چنين گفتگويي با چنين محوري ترتيب دهد. در حالي که زنده نام علي حاتمي از اين موضوع استقبال ميکرد. وقتي اين ايده به ذهن رسيد که حاتمي رفته بود. براي هر کاري زماني ويژه است و ... دريغ!

ادامه نوشته

صداهاي مشهور II - Star Wars

 

سحر شهاب

شمشيرهاي نوري - Lightsabers
صداي شمشيرهاي نوري يکي از محبوبترين صداهاي من است و در واقع اين صدا، اولين صدايي بود که من براي تمام اين سري ساختم. بعد از خواندن فيلمنامه و با وجود اينکه وظيفه من پيدا کردن صدايي مناسب براي چيوباکا (Chewbacca 
موجود گوريل نما) و سپس صدايي براي آرتو (Artoo روبوت کوچک و همه فن حريف) و بعد شايد صداهايي براي تفنگهاي ليزري و چيزهاي ديگر بود، من به دلايلي بيش از همه به شمشيرهاي نوري علاقمند شدم.

آنها نقاشي هايي از رالف مک کواري (Ralph McQuarrie
) را به من نشان دادند بنابراين ما تصوري از اين ابزار به دست آورديم و اين تصاوير واقعا الهام بخش بودند زيرا الگوي کلي و ريخت و چيدمان فيلم را به خوبي مشخص ميکردند و به من کمک کردند تا صدايي مناسب قيافه آنها توليد کنم.

ادامه نوشته

صداهاي مشهور I - Star Wars

 
سحر شهاب

بن بارت در مصاحبه با مجله Film Sound Today گفته است : در اولين مذاکره با جرج لوکاس، او اعتقاد داشت - ومن هم موافق بودم - که از صداهاي ارگانيک (organic بنياني، زنده) استفاده کنيم و او اين لفظ را در برابر صداهاي الکترونيک و مصنوعي به کار ميبرد.

از آنجايي که ما قصد داشتيم دنيايي خلق کنيم که قابل ديدن، خاک آلوده شدن، ضربه ديدن و زنگ زدن باشد، به دنبال صدايي بوديم که جيرجير کند و موتورهايي داشته باشيم که چندان نرم و بي صدا کار نکنند.

به اين دليل ما ميخواستيم از مواد خام موجود در جهان واقعي استفاده کنيم، موتورهاي واقعي، صداي جير جير درهاي واقعي، حشرات واقعي و از اين قبيل. اصل اوليه در تمام اين فيلمها اين است که چيزي را بسازيم که صدايش براي همه قابل باور باشد، زيرا با ابزارهايي ساخته شده که آشنا هستند اما در وهله اول تشخيص داده نميشوند.


ادامه نوشته

مستند مارتين اسکورسيزي - ۲


علي خوب بخت

اسکورسيزي در باره کار فيلمسازان ديگر اين مجموعه چنين قضاوت مي کند:

"فيلم چارلز برنت، يک درام شخصي و شاعرانه در باره بلوز است که از ديد يک پسر جوان روايت مي شود. ويم وندرس، فيلمي خا طره انگيز در باره گذشته، حال و آينده بلوز، از طريق زنده کردن خاطره سه خواننده بزرگ بلوز ساخته است."

"فيلم ديک پيرس (Dick Pearce
) يک فيلم درخشان در باره شهر ممفيس (Memphis) و سلا طين بلوز آن چون بابي راش و بي بي کينگ (B.B.King) است. مارک لوين نيز با تمرکز روي چاک دي (Chuck D) و مارشال چس، بلوز شيکاگو را تصوير کرده است. مايک فيگيس که خود نيز موسيقيدان است، فيلم خود را در باره ريشه هاي بلوز بريتا نيا ساخته است و کلينت ايستوود در فيلم خود نسبت به نوازندگان برجسته " پيانو بلوز" مثل جي مک شن (Jay Mcshann) و پاين تاپ پرکينز (Pinetop Perkin) اداي احترام کرده است."

ادامه نوشته

مستند مارتين اسکورسيزي - ۱

علي خوب بخت

مارتين اسکورسيزي (Martin Scorsese) که دلبستگي و عشق عميقي به اين نوع موسيقي دارد و جا به جا آن را در برخي از فيلم هايش از جمله "آخرين والس"، "دار و دسته نيويورکي" و "گاو خشمگين" نشان داده، اخيرا مجموعه مستندي به نام "بلوز"را به سفارش شبکه چهار بي بي سي در هفت قسمت در باره ريشه هاي موسيقي بلوز و حوزه تاثير و نفوذ آن از کناره هاي مي سي سي پي تا غرب آفريقا تهيه کرده است.

او کارگرداني هر قسمت را به يکي از کارگردان هاي برجسته سينماي جهان که دلبستگي شان را به موسيقي بلوز به نحوي در فيلم هايشان نشان داده اند، واگذار کرده است، از جمله کلينت ايستوود، ويم وندرس، مايک فيگيس و مارک لوين.

خود اسکورسيزي نيز کارگرداني يکي از قسمت هاي آن را به عهده گرفته است. اين قسمت که در واقع يکي از بهترين و زيباترين قسمت هاي مجموعه است، گويي که داري به خانه مي روي (Feel Like Going Home
) نام دارد و در واقع نوعي گراميداشت و اداي دين به موسيقي بلوز ناحيه دلتا (Delta Blues) آمريکاست .

Feel Like Going Home
در اين فيلم اسکورسيزي، سفر کوري هريس (Corey Harris
) يکي از چهره هاي برجسته معاصر بلوز آمريکا را که از مي سي سي پي آغاز شده و به غرب آفريقا مي رسد، پي گرفته و از اين طريق در صدد کشف ريشه هاي بلوز بر مي آيد.

ادامه نوشته

رامين جوادي و "Batman Begins"

سحر شهاب

فيلم پرهزينه و پر فروش "بتمن آغاز ميشود" محصول سال 2005، به کارگرداني کريستوفر نولان و بازيگران سرشناسي چون کريستين بيل در نقش بتمن، مايکل کين، ليام نيسن و مورگان فريمن 1 است. اين فيلم پنجمين فيلم از اين سري پس از بتمن سال 1989 است، داستان و ساختاري متفاوت دارد و اين تفاوت به خصوص در موسيقي آن مشاهده ميشود.

موسيقي فيلم توسط تيم موفق هانس زيمر (Hans Zimmer
) وجيمز نيوتن هوارد (James Newton Howard) است. هنگام مطالعه موسيقي اين فيلم، در بين اعضاي اصلي گروه آهنگسازي با نام " رامين جوادي" برخورد کرديم و با نگاهي به سابقه کار عالي اين آهنگساز جوان، بخشي از مصاحبه او که در وب سايت هانس زيمر قرار دارد را در اينجا براي شما آورده ايم.


قسمتي از اولين تم بنام Vespertilio (همانند خفاش)

گفتگو با رامين جوادي
رامين جوادي يکي از آهنگسازان خوشنامي است که با هانس زيمر، موسيقيدان آلماني الاصل هاليوود، همکاري بسيار نزديکي دارد. او کار موسيقي خود را با نواختن گيتار در چند گروه آلماني آغاز کرد و پس از اينکه تصميم گرفت براي تحصيل در زمينه موسيقي فيلم و اجراي گيتار به کالج موسيقي برکلي (Berklee
) در آمريکا بيايد، عضو گروه موسيقيRelative   شد.


ادامه نوشته

A Whiter shade of Pale

علي خوب بخت

موسيقي با نواي روحاني و حزن انگيز ارگ شروع مي شود كه روي تم قطعه معروفي از باخ به نامAir on G String” از سوئيت شماره 3 در D ما‍‍ژور ساخته شده است. زماني كه اين آهنگ براي اولين بار از راديو پخش شد، شبيه به هيچ يك از آهنگهاي پخش شده تا آن زمان نبود.

اين قطعه Procol Harum كه به واقع اولين آهنگ ساخته و تنظيم شده توسط گروه
بود طي مدت كوتاهي تبديل به يكي از پر فروش ترين قطعات آن زمان شد و 6 ميليون نسخه از آن در سراسر جهان فروش رفت و معروفترين قطعه در مراسم عروسي شد.

A Whiter shade of Pale, Original Version

جالب اينكه اين آهنگ توسط گروه Procol Harum
تنها طي 2 روز ضبط شد. بايد توجه داشت كه در سالهاي آخر دهه 60 كه دوران تبلور موسيقي Rock و R&B بود، دستيابي به چنين مقامي براي گروهي كه اولين LP خود را منتشر مي كرد، يك موفقيت بزرگ محسوب مي شد.

ادامه نوشته

(The Godfather (1972

 

کاوه رهنما

"پدرخوانده" محصول سال 1972 به عقيده بسياري از منتقدان و تماشاگران حرفه اي سينما يکي از بهترين فيلمهايي است که در طول تاريخ فيلمسازي آمريکا تهيه شده است، نمونه واقعي از يک فيلم کلاسيک آمريکايي. کارگرداني کاملا" حرفه اي فرانسيس فورد کوپلا (Francis Ford ) و بازي زيباي مارلون براندو (Marlon Brando) و آل پاچيونو (Al Pacino) در نقش ويتو کورله اونه (Vito Corleone) و کوچکترين پسرش مايکل از جمله دلايل موفقيت فيلم محسوب مي شوند.

موضوع فيلم به سال 1940 و شهر نيويورک باز ميگردد، هنگامي که ويتو کورله اونه رئيس يکي از باندهاي جنايت و بزرگ يک خانواده مافيايي بود. موفقيت فيلم زماني ارزش پيدا مي کند که به اين نکته توجه کنيم در زمان ساخت "پدرخوانده"، سينماي آمريکا مملو از فيلم هاي گانگستري و جنايي بود.

Godfather Waltz #1

Godfather Waltz #2

ادامه نوشته

دو اجرا از Why Don't You Do Right

تنظيم و اجراي پيانو : آلان سيلوستريAlan Silvestri  بيشتر بعنوان يک آهنگساز فيلم در دنياي موسيقي امروز مطرح است. متولد سال 1950 در نيويورک است و موسيقي را با نوازندگي پيانو آغاز کرد. موسيقي فيلم هاي موفقي چون The Mummy ، Back to the Future ، Tomb Raider، The Polar Express ، Forrest Gump و بسياري ديگر از فيلم هاي مشهور هاليوود از او است. شايد زيباترين کار موسيقي فيلم او موسيقي متن فيلم HelsingVan  باشد که حتما" در آينده راجع به آن خواهيم نوشت.

در اينجا به قسمتي از اجراي ترانهWhy don't you do right، 
با تنظيم و نوازندگي پيانو، آلان سيلوستري توجه کنيد. اين قطعه براي يکي از توليدات کمپاني والت ديسني بنام RogerRabbit  اجرا شده است.

Alan Silvestri - Why Don't You Do Right

ادامه نوشته

موفق ترين موسيقيدان سينمايي

 

موسيقي فيلمهاي "طلسم شده" و "زندگي دوگانه" براي روژا جايزه اسکار را به دنبال داشت. پس از آن روژا به گروه توليد مترو گلدوين ماير پيوست و براي 15 سال با آنها همکاري کرد. حاصل اين همکاري موسيقي فيلمهايي چون بن هور (Ben-Hur) که اسکار سوم او را به ارمغان آورد، ال سيد (El Sid)، آيوانهو (Ivanhoe)، بس جوان (Young Bess) و بسياري از آثار مشهور MGM است.

در اين دوران، او کار نوشتن موسيقي براي کنسرت را فراموش نکرد و قطعاتي چون لالايي (KaleidoscopeLullaby
) و مادريگال براي بهار (Madrigal for Spring) قطعه اي براي پيانو سولو به نام  ، motet To Everything There Is a Season و اولين کوارتت زهي خود را به وجود آورد. قرارداد روژا با استوديو طوري بود که تابستانها براي کار شخصي خود آزاد بود و براي اجراي کنسرتها و فعاليتهاي جنبي خود از نظر اقتصادي مستقل عمل ميکرد.

موفق ترين موسيقيدان سينمايي
در 1953 ياشا هيفتز (Jascha Heifetz
ملقب به ويولون نواز قرن) با ديدن اتودهاي روژا براي يک کنسرتو ويولون، ساخت کامل آنرا به روژا سفارش داد. اين کنسرتو براي اولين بار در 1956 اجرا شد و همان سال در کمپاني RCA ضبط شد. اين اثر، به کاري محبوب مبدل شد و بعد در سال 1961، به سفارش مشترک هيفتز و گرگور پياتيگورسکي (Gregor Piatigorsky) نوازنده چلو، اثر Sinfonia Concertante براي ويولون و چلو ساخته شد.

ادامه نوشته

ميکلوش روژا

، سحر شهاب

ميکلوش روژا، آهنگساز مجار، شهرت خود را بيش از هرچيز به موسيقي متن فيلم هاي هاليوود و انگليسي مديون است. او همچنين سازنده قطعات بسياري از موسيقي هاي مجلسي، کنسرتو و قطعات ارکسترال براي اجرا در سالنهاي موسيقي است.

موسيقي روژا به سبک پست - رومانتيکي است که تحت تاثير بسيار ملوديهاي فولکلور کشورش - مجارستان - و تاثيرات جزئي از دو غول موسيقي قرن بيستم مجارستان، بلا بارتوک (BélaBartók
) و زولتان کوداي (Zoltan Kodaly) است.

روژا (روشا) فرزند يک خانواده ثروتمند اهل بوداپست بود. پدرش کارخانه دار و ملاک و مادرش زني هنرمند و عاشق موسيقي بود. او در طي تابستانهايي که در املاک پدرش ميگذراند با طبقه دهقان و رعاياي روستاهاي اطراف آشنا شد، تا جايي که ميتوانست موسيقي فولکلوريک آنها را به خاطر بسپارد. ميکلوش کوچک در سن 5 سالگي نواختن ويولون را آغاز کرد و بعد به آموختن ويولا و پيانو پرداخت. در سن هفت سالگي براي اولين بار به روي صحنه رفت و براي عموم به نواختن پرداخت.

ادامه نوشته

موسيقي فيلم Ray ، قسمت اول

 

موسيقي فيلم  ، قسمت اول فيلم، داستان زندگي نوازنده نابينا و افسانه اي پيانو، ري چارلز (Ray Charles) مي باشد و موسيقي متن فيلم متشکل از بهترين کارهاي چارلز، که طي سالها فعاليت هنري آنها را تهيه کرده است.

- قطعه آغازين
Mess Around (ولگردي) نام دارد. اين قطعه با ترکيب ملوديهاي زيباي بلوز و يک ريتم تند به نمونه اي از يک موزيک شاد مي رسد که معمولآ براي گرم کردن مردم در کلوبهاي شبانه در آمريکا اجرا مي شده است، موسيقي اي که بعدها توسط افرادي چون استيوي واندر (Stevie Wonder) يا لنون راسل (Lenon Russell) تقليد شد. چهار ميزان پيانو با حالت رگتايم و سپس هشت ميزان پيانو و درامز، مقدمه ورود چالز به همراه ساکسيفون به موزيک مي باشد. شنيدن صداي جيغ ساکسيفون در لابلاي موسيقي در اين قطعه بخوبي يادآور موسيقي Soul در دهه 60 مي باشد.

ادامه نوشته

مشکل آهنگسازان فيلم در دهه 70


بين سالهاي 1971 تا 1972 تقريبا" مي توان گفت که هيچ موسيقي اي براي فيلم يا تصاوير متحرک ساخته نشد. دليل آن اعتصاب اتحاديه آهنگسازان و آواز نويسان آمريکا بود.

اختلاف اتحاديه با دست اندرکاران صنعت سينما و تهيه کننده گان تلويزيوني بيشتر حول و حوش دو موضوع بود يکي مدت زمان تهيه موسيقي و ديگري حق مالکيت موسيقي.

تا قبل از آن معمول بر اين بود که به آهنگساز حدود شش هفته براي ساخت موسيقي وقت داده مي شد در حالي که در اوايل دهه هفتاد اين زمان به يک هفته تا ده روز تقليل يافته بود.

مشکل بزرگتر دعوي بر سر حق مالکيت موسيقي بود. در واقع اتفاقي که افتاده بود آن بود که آهنگسازان هيچگونه حقي نسبت به آفريده هنري خود نداشت. استوديو هاي بزرگ هاليوود خود را صاحب موسيقي توليد شده براي فيلم مي دانستند.

به عنوان مثال در سال 1971 از لالو شيفرين (
Lalo Schifrin) درخواست شد تا راجع به يکي از کارهاي موسيقي خود که براي يک فيلم هاليوودي ساخته بود در يک دانشگاه صحبت کند. وي پس از تماس با استوديو از آنان درخواست کرد تا پارتيتورهاي کار را دراختيار او قرار دهند. آنها در جواب به او گفتند که اين پارتيتور ها متعلق به شما نيست و بصورت سرسري گفتند اگر آنها را ميخواهد بايد اجاره کند.

در موردي ديگر هنگامي که يک ارکستر بزرگ ازموريس ژار (
Morris Jarr) آهنگساز بزرگ فرانسه و هاليوود خواست تا موسيقي فيلم دکتر ژيواگو را با اين ارکستر اجرا و رهبري کند، کمپاني مترو گلدن ماير (MGM) به او گفت که : "چون جاي کافي براي نگهداري و بايگاني نداشتيم آنها را از بين برده ايم".

موسيقي فيلم ، هنر فراموش شده

 

هرکول پوآرو

کارآگاهي بلژيکي براي اولين بار با نام هرکول پـوآرو (Heccule Poirot) در سال 1920 در اولين رمان آگاتا کريستي (Agatha Christie) به نام "The Mysterious Affair At Styles" ظاهر شد. با موفقيت بي مانندي که اين رمان بدست آورد، کريستي تا سال 1975 که رمان "The Last Case" را نوشت بارها و بارها از اين شخصيت در رمانهاي خود استفاده کرد.

از زيباترين برداشتهاي سينمايي که بر اساس رمانهاي آگاتا کريستي نوشته شده است مي توان به سريال تلويزيوني "پوآرو" ساخته انگلستان اشاره کرد. اين سريال که بين سالهاي 1989 تا 1995 جزو پر بيننده ترين سريالها در سراسر دنيا بود با بازي هنرمندانه ديويد ساچت (Suchet
David ) جذابيت هاي خاصي داشت. به قسمتي از موسيقي اين سريال زيبا گوش کنيد :

Poirot TV Serial Theme 1
ادامه نوشته

اکسيژن


ژان ميشل ژار در سال 1972 در حال تجربه در زمينه هاي مختلف ساخت موسيقي بود و در اين بين با فرانسيس دريفوس (Francis Dreyfus) موسس کمپاني ضبط صفحه دريفوس جاز آشنا شد و به ضبط تعدادي از آثار خود پرداخت که مجموعه آنها در يک آلبوم به نام "Deserted Palace" منتشر شد و اولين آلبوم موسيقي تجربي او محسوب ميشد.

از فعاليتهاي ديگر او در اين سال ساخت موسيقي متن فيلم "
" ساخته ژان شاپو (Les Granges BruleesJean Chapot) با بازي آلن دلون (Alain Delon) و سيمون سينيوره (Simone Signoret) بود.

Oxygene 4

سالهاي 1975-1972 دوران پرکاري براي ژار بود، او در اين مدت براي موضوعات مختلف و بسيار متفاوت موسيقي ساخت. از جمله براي باله، برنامه هاي تلويزيوني و تبليغات براي شرکتهايي مانند نستله و پپسي کولا. علاوه بر اينها کار آهنگسازي، ترانه سرايي و توليد آثار هنرمندان مختلفي را هم بر عهده گرفته بود.

ادامه نوشته

موسيقي سريال ميشل استروگف

 

قبل از هر چيز به اين دو قطعه موسيقي مربوط به سريال تلويزيوني ميشل استروگف گوش کنيد :

قسمت ابتدايي تيتراژ

قسمتي از متن سريال

حتما" بسياري از شما حداقل قسمتهايي از اين سريال تلويزيوني زيبا را ديده ايد و يا موسيقي آنرا شنيده ايد. ساخت موسيقي اين سريال تلويزيوني به عهده ولاديمير کوزما که يکي از برجسته ترين آهنگسازان اروپا است، بود. کوزما که ساخت موسيقي متن بيش از 150 فيلم و سريال تلويزيوني را برعهده داشته است ، در بسياري موارد از اين موسيقي بعنوان به ياد ماندني ترين کار خود ياد ميکند.

اين سريال تلويزيوني که به سفارش تلويزيون آلمان توسط ژان پير دوکور
Jean-Pierre Decourt در سال 1976 از روي داستان مشهور ژول ورن ساخته شد و در زمان خود از بهترين برداشتهاي ادبي به شمار ميرفت و طرف داران بسياري از جمله در ايران داشت.

ادامه نوشته

چارلي چاپلين ، قسمت دوم

 

در ادامه مطلب قبل (چارلي چاپلين) که راجع به زندگي هنري چارلي چاپلين و توانايي هاي او در آهنگسازي بود، ابتدا توجه شما را به قسمتي از موسيقي فيلم عصر جديد که ساخته چارلي چاپلين هست جلب مي کنيم. بخصوص به ملودي هاي زيباي تم اول و دوم آن دقت کنيد.

قسمتي از موسيقي فيلم عصر جديد

صحنه اي از فيلم جويندگان طلا چاپلين تا جونِ 1917 اعتبار زيادي کسب کرده بود اين بود که يک قرارداد يک ميليون دلاري از فرست نشنال به او پيشنهاد شد شد تا هشت فيلم به طول دلخواه براي اين کمپاني بسازد. اين معامله به او امکان داد تا استوديويي براي خود بنا کند و تمام فيلمهايش را تا سال 1952 رادر آنجا بسازد (اين سالي بود که چاپلين آمريکا را ترک کرد.)

موفقترين اقدام چارلي در فرست نشنال کارگرداني اولين فيلم بلند او (پسر بچه 1921) بود . اين فيلم زندگينامه اي کمدي و ماجراي بيکاري است که به پسر بچه اي فقير از محله فقير نشين دل مي بندد (نقش پسر بچه را جکي کوگان اجرا کرد که پنج سال بيشتر نداشت و او را به شهرت جهاني رساند). فيلم پسر بچه در جهان غوغايي به پا کرد که بيش از 2.5 ميليون دلار نصيب تهيه کنندگان آن کرد.

ادامه نوشته

چارلي چالين ، قسمت اول


بسياري چارلي چاپلين را تنها يک کمدين موفق مي دانند حال آنکه او در طول زندگاني خود در زمينه موسيقي نيز استعداد فراواني از خود نشان داد. ساخت موسيقي فيلم کار عادي وي بود و توانست در مجموع موسيقي 23 فيلم را به پايان برساند. در توانايي ساخت موسيقي چاپلين همين بس که موسيقي فيلم لايم لايت ساخته چالين در سال 1972 برنده جايزه اسکار شد.

چارلي اسپنسر چاپلين مهمترين و تاثيرگذارترين شاگرد مک سنت و فرزند يک نمايشگر تالارهاي محلي موسيقي انگليسي به نام جرالدين چاپلين (بازيگر)، کودکي خود را در صحنه هاي سرگرم کننده تفريحي گذرانده بود. تصوير او از جهان، همچون چارلز ديکنز و د.و.گريفيث، که شباهت زيادي به هر دو داشت، با هر فقير و تنگدستي دوران خردسالي و جواني رنگ آميزي شده بود و در طول عمر همدردي عميق خود را نسبت به تنگدستان حفظ کرد.

بخشي از تم موسيقي لايم لايت .

ادامه نوشته

Elmer Bernstein

المر برنشتين آهنگساز فيلم هايي مانند ده فرمان، فرار بزرگ، روح، هفت زن، The age of Innocence، Bulletproof، Wild Wild West، Far From Heaven و ... بسياري فيلم هاي ديگر روز گذشته در سن 82 سالگي در بستر بيماري در گذشت.

بله موسيقي فيلم هاي بزرگي چون
The Gangs of New York يا Birdman of Alcatraz يا Last Man Standing نيز از کارهاي او بود. شايد بتوان بزرگترين کار موسيقي او را موسيقي فيلم The Magnificent Seven دانست که مورد توجه بسياري از محافل موسيقي قرار گرفت. به قسمتهايي از موسيقي اين فيلم گوش کنيد:

The Magniificent Seven

ادامه نوشته

اگر نمي تواني مشهورترين باشي، بدنام ترين باش


بدون شک فيلم شيکاگو (Chicago) به کارگرداني Rob Marshall بهترين فيلم موزيکالي است که در دهه اخير ساخته شده است، فيلمي سراسر موسيقي ارکسترال، موسيقي با کلام و حتي مملو از کلام موسيقايي. فيلمي که با بازي زيباي هنرمنداني چون ريچارد گير (Richard Gere) در نقش يک وکليل، کاترينا زتا جونز (Catherine Zeta-Jones) در نقش يک خواننده معروف Jazz و رني زلوگر (Renée Zellweger) در نقش يک خواننده معمولي کر، به روي صحنه آمد و پس از سالها جاي خالي فيلم هاي موفق موزيکال در سينما را پر کرد.

Catherine Zeta-Jones, All that Jazz

Richard Gere , Razzle Dazzle

Renée Zellweger, Now adays

شيکاگو نامزد دريافت 13 جايزه اسکار شد و در مجموع توانست 6 جايزه اسکار را به خود تعلق دهد و اين در حالي بود که فيلم پيانيست ساخته رومن پولنسکي (
Roman Polanski) تنها توانست سه جايزه اسکار دريافت کند. با وجود اين هياهوي فيلم پيانيست در ايران بمراتب بيشتر از فيلم شيکاگو بود و علت آن شايد موزيکال بودن شيکاگو بود بخصوص که سراسر فيلم فضاي Jazz در نيمه اول قرن بيستم را داشت.

ادامه نوشته