زندگي موسيقايي علي حاتمي و فيلمهايش

معناشناسي عناصر تشکيل دهنده در فيلمهاي علي حاتمي را هنگامي ميتوانيم حس کنيم که به توضيحات خود او توجه کنيم. اين توضيحات مصاحبه ها و مقاله هاي او طي سي و چند سال فيلم سازي آمده و مجموعه اي از آنها در کتابي قطور جمع شده است. با اين حال، نويسنده، آن را کافي نميداند، زيرا گاه در نشريات دهه ۱۳۴۷- ۱۳۵۷ به مقاله هاي کوتاه و مصاحبه هايي از اين فيلمساز بلند آوازه برخورد کرده است که در کتابهاي چاپ شده در چند سال اخير ديده نميشود.
از اين رو، کتابشناسي آثار قلمي علي حاتمي را هنوز نميتوان کامل دانست. گذشته از اين ها، مصاحبه هاي تلويزيوني و راديويي او که در آرشيو هاي دولتي خاک مي خورد را نيز بايد به اين مجموعه مفقودان افزود. علي حاتمي، از آنجا که به خواست و به تصريح خود، از قواعد کلاسيک و شناخته شده فيلم سازي پيروي نميکرده، نحوه کار و زيبايي شناسي خود را توضيح ميدهد. از اين جهت، علي حاتمي، به نوعي کار مدرنيست ها را انجام ميدهد. اشخاصي که بر پايه تست يا قواعد همه گير و پذيرفته شده کار مي کنند، نيازي به توضيح ندارند. اما هنرمند متفاوت و هنرمند خارج از اين مدار، خود را توضيح ميدهد.
يکي از قابل استفاده ترين«توضيحات» علي حاتمي درباره کار و زيبايي شناسي خاص خودش، گفتگوي بلندي است که هنگام نمايش سريال «هزاردستان» در ماهنامه فيلم انجام داد. اما در آنجا هم اشاره کمي به موسيقي هست و -اصلا تا جايي که نويسنده اين مقاله ميداند- گفتگوي و يادداشت مستقلي درباره علاقمندي هاي موسيقايي علي حاتمي در دست نيست. شايد کسي پيدا نشود که در اين زمينه کنجکاوي کند و از او بپرسد؛ حتي نويسنده اين يادداشت که در سال ۱۳۷۰ از لطف و محبت او در کار پژوهش بهره مند شده بود، نيز به فکرش نميرسيد که چنين گفتگويي با چنين محوري ترتيب دهد. در حالي که زنده نام علي حاتمي از اين موضوع استقبال ميکرد. وقتي اين ايده به ذهن رسيد که حاتمي رفته بود. براي هر کاري زماني ويژه است و ... دريغ!
بود که من براي تمام اين سري ساختم. بعد از خواندن فيلمنامه و با وجود اينکه وظيفه من پيدا کردن صدايي مناسب براي چيوباکا (
لوکاس، او اعتقاد داشت - ومن هم موافق بودم - که از صداهاي ارگانيک (
بازيگران سرشناسي چون کريستين بيل در نقش بتمن، مايکل کين، ليام نيسن و مورگان فريمن 1 است. اين فيلم پنجمين فيلم از اين سري پس از بتمن سال 1989 است، داستان و ساختاري متفاوت دارد و اين تفاوت به خصوص در موسيقي آن مشاهده ميشود.
“
از بهترين فيلمهايي است که در طول تاريخ فيلمسازي آمريکا تهيه شده است، نمونه واقعي از يک فيلم کلاسيک آمريکايي. کارگرداني کاملا" حرفه اي فرانسيس فورد کوپلا (
دنياي موسيقي امروز مطرح است. متولد سال 1950 در نيويورک است و موسيقي را با نوازندگي پيانو آغاز کرد. موسيقي فيلم هاي موفقي چون
آن روژا به گروه توليد مترو گلدوين ماير پيوست و براي 15 سال با آنها همکاري کرد. حاصل اين همکاري موسيقي فيلمهايي چون بن هور (
قطعات ارکسترال براي اجرا در سالنهاي موسيقي است.
ت هنري آنها را تهيه کرده است.
اولين رمان آگاتا کريستي (
بين با فرانسيس دريفوس (
ر آهنگسازي بود، ابتدا توجه شما را به قسمتي از موسيقي فيلم عصر جديد که ساخته چارلي چاپلين هست جلب مي کنيم. بخصوص به ملودي هاي زيباي تم اول و دوم آن دقت کنيد.
زمينه موسيقي نيز استعداد فراواني از خود نشان داد. ساخت موسيقي فيلم کار عادي وي بود و توانست در مجموع موسيقي 23 فيلم را به پايان برساند. در توانايي ساخت موسيقي چاپلين همين بس که موسيقي فيلم لايم لايت ساخته چالين در سال 1972 برنده جايزه اسکار شد.
Innocence
(