آلبوم ترنج شامل حداقل هفت قطعه است که البته شعر هيچ کدام از اين کارها از سروده هاي خود نامجو نيستند، چرا که گرچه به موسيقي تلفيقي و غيرمتعارف او قول مجوز داده شده اما ارشاد هنوز با اشعار تند اين هنرمند جوان مشکل دارد. اشعار اين آلبوم از خواجوي کرماني، حافظ، عطار، باباطاهر و... است. شنيدن اين اشعار کلاسيک به سبک نامجو و با صداي عجيب او حس تازه اي به شما مي دهد که شايد تا اندازه اي هم شبيه حس غريبي باشد که سالها پيش هنگام گوش دادن به موسيقي گروه اوهام و اشعار حافظ با صداي شهرام شعر باف به شما دست داد.
نامجو از خوانندگاني است که در مسابقه هاي اينترنتي و زيرزميني به دنياي موسيقي معرفي شد. ترانه بگو مگو ساخته او از طرف شنوندگان دوم شد و نامجو اولين قدم را به سمت دنياي حرفه اي برداشت.
کارش را در دنياي حرفه اي با ساز زدن و خوانندگي باي فيلم تخته سياه سميرا مخملباف آغاز کرد. بعد از آن هم نوبت فيلم هاي ديگري مثل براي آمدنت دعا مي کنم، حفره، اقوام، در سه ثانيه اتفاق افتاد و مرگ مرگ. علاوه بر اين در موسيقي تئاتر هم هشت اثر از او ساخته شده است.
از موسيقي سنتي تا جايي که هنوز نامي ندارد.
نامجو کارش را با موسيقي سنتي و ياد گرفتن دستگاه هاي موسيقي ايراني کار کرده است. سه تار مي زند و آواز را از يکي از استادان رديف دان ياد گرفته است. اما بعد از مدتي متوجه شد که از اين سبک راضي نيست به سمت موسيقي هاي ديگر کشيده شد. اوايل سه تار مي زد و حالا ديوان و گيتار هم به سازهايش اضافه شده است. دانشگاه را هم که بيشتر قالبي سنتي و تعريف شده در موسيقي داشت رها کرد. او دوران يربازي را دوران شکوفايي اش مي داند: "ازسال ۸۱ به بعد بود که کم کم به تلفيق در موسيقي فکر کردم. تلفيق آن چيزي که از موسيقي سنتي و بيشتر محلي ايران آموخته بودم با موسيقي راک. از بهترين افتخارات من در دوران سربازي اين بود که خدمت استاد حاج قربان سليماني در قوچان برسم و موسيقي مقامي‌خراساني را از ايشان ياد بگيرم. اين که در مسير قوچان موسيقي «دورز» و «جيم موريسون» مي‌شنيدم و بعد در خانه‌اي روستايي از حاج قربان مقام الله وردي ياد مي‌گرفتم باعث شد تا اطلا‌عات خوبي در من شکل بگيرد و بتوانم اين دو نوع موسيقي را کنار هم قرار دهم."
ابتدا با گروهي به نام "ما" در مشهد همکاري کرد و بعد از آن به تهران آمد و اينکه دست به کارهاي خلاقانه اي زد که به قول خودش در دکان هيچ عطاري پيدا نمي شود و نمي توان نام موسيقي راک تلفيقي و چيز ديگري روي آن گذاشت. او بارها در گفتگو ها و مصاحبه هايش گفته: تلفيق از نظر من اپيدمي زمانه است. تلفيق موسيقيايي دو شکل دارد، يکي تلفيق ابزار است، مثلا قرار دادن گيتار در برابر سه تار که چيز جديدي نيست؛ و ديگري تلفيق گام که تا به حال کمتر در موسيقي ايران به آن پرداخته شده، مثلا کافيست که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسيم.
محسن نامجو سبک هاي مختلف موسيقي را آنقدر خوب مي شناسد که توانسته از آنها در خلق آثاري منحصر به فرد، استفاده کند. در آهنگهاي او ريتم ها و سبکهاي راک، سنتي، جاز، محلي، بلوز، خراباتي و...شنيده مي شود مثلا او يکي از آثار ديويد بووي به نام «مردي که دنيا را فروخت» که نيروانا هم آن را کاور کرده است را با ترانه اي از داوود مقامي ترکيب کرده است. بعد از سه چهار با شنيدن اين کار باز هم متعجب خواهيد بود که او چطور به چنين ترکيبي رسيده است؟
البته بايد بگويم آنچه در البوم او که با مجوز ارشاد به بازار آمده است، مي شنويد، چيزي نخواهد بود که ذهن سيال او مي خواست به شما ارائه کند.
نام هاي عجيب و غريبي که او براي کارهايش انتخاب کرده شايد تا اندازه اي بتواند به شما نشان بدهد که در ذهن او چه مي گذرد و ترانه هايش چه حال و هوايي دارد: او بيش از سي قطعه در قالب ۴ آلبوم منتشر نشده ساخته. باد و بودا، جبر جغرافيايي، ترنج و عقايد نوکانتي.
مردي که هر چه مي خواهد مي خواند
او هر صدايي را که شما فکرش را بکنيد و در طبيعت وجود داشته باشد مي تواند اجرا کند. جالب تر اينکه از اين صدا ها در آثارش هم استفاده مي کند. او نگاه متفاوتي به خوانندگي دارد و سبک هاي رايج را کنار گذاشته استو از حنجره اش مثل يک ساز يا وسيله صوتي استفاده مي کند. او مي گويد من فقط مي خوانم اما نمي توانم بگويم سنتي، راک، پاپ يا هر چيز ديگري مي خوانم من فقط مي توانم بخوانم.
يکي از دلايلي که به گفته خودش باعث خلاقيت بيشتر او در زمينه موسيقي تلفيقي شده است ساز زدن با گروه هاي موسيقي زير زميني در مشهد و سپس تهران است.
يکي از کار هاي خلاقانه او که از طرف استادان موسيقي مورد خشم قرار گرفت آوازي در درآمد چهار کاه بود که صدايي به صورت افکتيو به سبک بلوز و در بخش هايي شبيه صداي حيوانات با آن همراه شده بود. اين کار توهين به موسيقي ايراني تلقي شد و يکي از دلايلي بود که آلبوم او تا چند سال مجوز نگيرد.
او معتقد است: آواز ايراني مي‌تواند اينگونه جذاب شود ولي اين کار باعث برخورد منفي شد و اهانت تلقي کردند. ما براي ارائه مجوز فرم‌هايي را بايد پر کنيم که در آن فرم‌ها جايي براي موسيقي من در نظر گرفته نشده. سبک‌هايي مثل راک، پاپ يا سنتي همان است که هميشه بوده اما من نگاهم به آواز فراتر از اين سبک‌ها است. من آواز را صدايي مي‌دانم که از حنجره در مي‌آيد