نگاهي به ترانه های گروه موسيقي کيوسک
روايت بالا داستان تشکيل شدن گروه موسيقي کيوسک از زبان آرش سبحاني، سرپرست و خواننده گروه کيوسک است. اين گروه از زمان جدي شدن فعاليت خود تا به حال دو آلبوم موسيقي تحت عناوين «آدم معمولي» و «عشق سرعت» را توليد کرده است که با استقبال خوبي هم مواجه شده است.آلبوم آدم معمولي در سبک راک توليد شد و عشق سرعت نيز ادامه دهنده همان مسير بود با کمي ترکيبات تازهتر!
ترانههاي آلبوم آدم معمولي داراي مضامين انتقادي-اجتماعي است که هماهنگي مناسبي بين متن ترانه و موسيقي در آن ارائه شده است. آلبوم عشق سرعت که کمتر از يک سال پيش ارائه شده تا به حال فروش موفقي داشته است و در رده اول رنکيگ فروش سايت cd baby قرار گرفته است.(دايره المعارف ويکي پديا)
ترانههاي توليد شده کيوسک نشان دهنده سرخوردگي و خستگي قشر مرفه و يا حداقل متوسط رو به بالاي جامعه است. ترانه آدم معمولي به خوبي اين خستگي را نشان ميدهد: « نمي خام عاشق بشم اگه آخرش جداييه... نميخوام پولدار باشم اگه قيمتش رهاييه ... .نميخوام زندگيمو به پاي شهرت بريزم.... دوست دارم خودم باشم يه آدم معمولي» ريشه يابي اين فرآيند به تغير و تحولات سبکهاي زندگيهاي امروز متوجه ميشود. آدمهاي طماع که قانع شدن برايشان در حکم آرزويي محال درآمده است. هرچه ميدوند کمتر ميرسند و ميايستند و دستي در موهاي خود ميکنند و به تمام ناکاميها و نرسيدنها فکر ميکنند.
کيوسک به خوبي به اين مهم دست يافته است که مخاطب منتظر شنيدن بيان تازهاي هستند. تا کمي از استرس زندگي مدرن آنها کاسته شود. ترانه « تقصير من بود» که برعکس جريان تمام پديدههاي فردي جامعه که بر فرافکني اصرار دارد و تقصير را بر گردن ديگري انداختن! ميآيد و تمام وقايع و قصورات و نقصانها را برعهده ميگيرد: « اگه بحران آب بود....اگه جاده ها باريکن، کوچه ها تاريکن....اگه بود بحران بيکاري....بحران هويت.... حذف تيم ملي با بازي احساسي...آلودگي هاي زيست محيطي... سقوط هواپيما... بالا رفتن نرخ تورم... تقصير من بود! تقصير من بود!»
کيوسک که به عقيده عدهاي با خروج از کشور و توليد آهنگها و آلبوم ها در کانادا ديگر به روي زمين آمدند، هنوز قواعد زيرزميني خود را دارد. بيشتر آهنگها در عين تقبيح زندگي روزمره و عادتهاي بي حاصل؛ خواسته يا ناخواسته به نوعي تکرارکننده و تبليغ همان مدل از زندگي است. ترجيح بند ترانه زورباي ملايري اين است: « بهترين شغل دنيا داشتن ددي(پدر) پولداره...»
مضمونهاي مورد اشاره در ترانههاي کيوسک نگاههايي اجتماعي – سياسي و فرهنگي از شرايط زيستي- شهري جامعه ارايه ميدهند، مفهومهاي مدي که با شکلگيري ادبيات جامعه مدني تبديل به فرهنگ گفتماني و غالب گروههاي روشنفکر و جريانات متفاوت از نيازهاي اصلي و مورد تقاضاي جامعه شد. کيوسک نيز همين راه را تاکنون پيموده است. زبان لخت انتقاد با طرحهايي کاملا «رو» و قابل مصداق، خصوصيت بارز اين گروه است. ايهام مورد استفاده در ترانههاي کيوسک همگي ايهامهايي نزديک هستند که مخاطب ترانهها را خيلي سريع به مقصود مورد اشاره، راهنمايي ميکند. در ترانه روزمرگي اين مساله نمود بارز دارد: « خوشبختي يعني يه مرد خيکي، حساب بانکي، ماشين مشکي... ازدواج شکل يه زن چاقه، دستپخت عالي، جهيزيه کامل... خانواده يعني چندتا بچه لوس، آخرهفته جاده چالوس... عشق يعني دختر شريک بابا، عروسي که کردي بيا سهمتو بردار...» اين مصداقهاي رو، گاهي در ترانههاي اين گروه به شوري ميزند.
ايده جالب اين گروه تعريف داستان دايي جان ناپلئون اثر ايرج پزشکزاد در قالب ترانهاي به اسم «عمو اسدالله» است. کتابي 300صفحهاي در يک ترانه. «سه ربع کم بعدظهر سيزده مرداده.... عاشق شدي رفت عشق ترو به باد داده... همه خوابيدن دايي جون تو باغه....کي اين ديوار رو کثيف کرده اينا چيه رو ديواره...»
گروه کيوسک در امتداد همان قواعد زيرزميني که در بعضي از شاخههايش، حرفهاي غير اخلاقي نيز به راحتي بيان ميشود، ميآيد و در ترانه «بي تربيت» شيوهاي خاص به کار ميگيرد و با اتنخاب کلمههاي هم قافيه از گفتن مستقيم آن کلمهها خودداري ميکند اما مخاطب را وادار به بيان ميکند که شنونده حتي براي تعيين درجه هوش خود نيز کلمههاي مورد نظر ترانه را ادا ميکند و در ترانه همراه ميشود: « ميگي از جنگ و کشاکش، ميگي از حريق نفتکش.... مجري آخبار و گزارش، يه آدم دروغگوي {...}»
به نظر ميرسد با توجه به خروج اين گروه از ايران، صراحت ترانههاي توليد شده توسط اين گروه شکل بيشتري به خود بگيرد که شايد بر شورياش نيز افزوده شود. به هرشکل بودن در يک محيط شناخت و معرفت بيشتري را حاصل ميکند تا خارج از آن محيط بودن و کسب اطلاع غير مستقيم جهت به روز بودن ترانههاي توليدي.
هفت سنگ