تنظيم اول مربوط به تكنوازي او با گيتار مي باشد و در تنظيم و سي دي دوم ديگر سازها در كنار او به صدا در مي آيند . مسلما اين نوازنده كهنه كار اجراي هر دو تنظيم را براي شنونده لازم ديده است
مطالبي را كه پيش رو داريد مربوط به مصاحبه با اين نوازنده در رابطه با آلبوم جديدش پس از 6 سال سكوت مي باشد . او حتا در مصاحبه اش به تعليم و آموزش نکاتي در زمينه فلامنکو پرداخته است
»»آلبوم '
Abantos' آلبوميست که در خانه ساخته شده ، درسته ؟
Abantos کوهي است که اطراف San Lorenzo de El Escorial واقع شده و همراه هميشگي من براي ساعت ها و ساعت هاست. کوهي که از پنجره ام مي توانم ببينم. وجود آن براي من يک امتياز است.
بله ، من اين آلبوم را در خانه ضبط کردم ، تنها با تجهيزات و لوازمي که خريدم و اتاقي با صداي خوب.
بعد براي ميکس آن به استوديو رفتم اما قسمت بيشتر کار را در خانه انجام دادم. فقط لازم است که پولتان را پس انداز کنيد و قدم در راهي هدفمند بگذاريد
علاوه بر اين از اينکه به اندازه ي يک ساعت خرج استوديو کني و کار خراب بشود و در نتيجه پولت از دست برود ، خلاص مي شوي ، مي توانيد با اين كار پولتان را ذخيره کنيد

»» فکر مي کنيد اين امکانات تکنولوژي ، پخش آلبوم هاي فلامنکو را ارتقا مي دهد ؟
از طرفي ساخت يک آلبوم آسان و از طرف ديگر فروش آن سخت است . اما در حال حاضر با اندکي اسباب و لوازم ، داشتن يک محصول هنري با کيفيت خوب ميسر است.
»» چطور '
Abantos' ساخته شد ؟ چطور آهنگسازي و ضبط شد ؟
((
Abantos به خودي خود تنها يک کار نيست و متشکل از چندين قطعه است
من چند سال پيش قبل از به پايان رساندن آلبوم قبلي ام ( (
torrenteآنها را آهنگسازي کردم.وقتي مي بينم لوازم کافي براي کار را دارم ، مي نشينم و کار را ضبط مي کنم. تا الان از متدولوژي خاصي پيروي نکرده ام : مي نشينم ، آهنگسازي مي کنم و به طور خاص به چيزي فکر نمي کنم.
ايده ها شروع به پديد آمدن مي کنند و من آنها را شکل مي دهم. و زماني که تصميم به رفتن به استوديو براي ضبط مي کنم ، به موزيسين ها و تنظيمي که به خوب شدن آهنگ ها منجر شود نيز فکر مي کنم.
»» و همه چيز از کالبد گيتار بيرون مي آيد.......
بله ، اين آن چيزيست که وادارم کرد براي سومين بار آلبوم تکنوازي گيتار بدهم.
»» فکر مي کنيد ظبط تک نوازي براي گيتار ضرورت دارد ؟
هيچ چيز غير ضروري وجود ندارد. تنها چيزي که اتفاق مي افتد اين است که مشتاقان بسياري هستند که به گوش دادن تکنوازي گيتار علاقه مندند.
از آن جائيکه کار در اين سبک و حالت زياد نيست و از آن جائيکه آهنگ ها فقط براي گيتار ساخته مي شوند ، بسياري از مردم از اين بابت از من متشکرند.
مردم ديگر به ديدن يک تکنواز گيتار عادت ندارند. آنها فکر مي کنند اين کار از جهاني ديگري آمده و چيزيست که هميشه انجام مي شده است و ريشه در تاريخ دارد.

زمان زيادي بود که ساده کار مي کردم به همين دليل لازم ديدم که در اين آلبوم سازهاي ديگر هم وارد سبک فلامنکو کنم. من فکر مي کنم همه ي رنگ و بوها و صداهاي ديگر و جديد ، براي هر نوع موسيقي از جمله فلامنکو خوب مي باشد.
»» شما از سبک ها و سازهاي مختلفي استفاده مي کنيد.اين سازها چه چاشني اي به آهنگ هايتان مي بخشيد؟
براي سازهاي سلو ، ويولن و پيانو از تنظيم کننده اي به نام
Feran Vilarrubia استفاده کردم.
تون ها و نغمه هاي مختلفي در موسيقي وجود دارد ، مثل خود فلامنکو که سبک هاي زيادي دارد از دراماتيک هايش گرفته تا شادهايش. بسته به هر آهنگ جو متفاوتي به آن مي دهم.
به طور مثال آوازها را در دستگاه مينرا تنظيم کرده و در کنار آن صداي ساکسيفون را همراه کردم .
بيشتر سعي در اين آلبوم به گونه اي بوده است که براي همراهي از سازي به جز ( گيتار دوم ) استفاده شود . ساکسيفون ، پرکاشن ، سازدهني و گيتار باس ترکيبي متفاوت را در اين آلبوم بوجود آورده اند . به طور مثال در انتهاي يکي از قطعات با (
Antonia Serrano ) نوازنده سازدهني بداهه نوازي انجام داديم که بسيار زيبا بود و به غالب آهنگ نشست
»» بيشتر بر سبک آزاد(ليبره) تکيه مي کنيد يا ريتمي ؟
من همه نوعش را دوست دارم. در واقع فکر مي کنم برتري در فلامنکو با دستگاه هاي ريتميک است ، آنها از لحاظ تعداد ، تاريخچه و حس و حال بر دستگاه هاي ليبره برتري دارند. درست است که نواختن در سبک هاي
taranta و solea را دوست دارم ؛ به همان اندازه نواختن در سبک blurias را هم به موقه خودش دوست دارم و همچنين گرانادينا .
در پايان ، چيزي که در اين آلبوم ظهور يافت و برايم بسيار مهم است همکاري
Enrique Morente است ، کسيکه ترانه هاي همسرم Carmen را مي خواند ، او ديالوگي بين من و کوه است
»» نظرتان در مورد
Enrique Morente چيست ؟

از آن موقعي که در کودکي آهنگ هاي اورا گوش دادم از هر لحاظ کارش را تحسين کرده ام ، براي آنچه که در آن مشارکت داشته و براي آنچه که براي فلامنکو کرده است.
به نظر من او مهم ترين خواننده ايست که سبک فلامنکو به خود ديده است. و بالاتر از اين ، او به عنوان يک شخص به من همه چيز داده است و براي من تقريباً مثل خداست.

»» آيا وقتي در حال ساختن يک آهنگ هستيد ، تدريس کردن برايتان آسان است ؟
من سالهاي زيادي است که تدريس مي کنم و از فکر اين کار هم بيرون نمي روم. من با کوچکترين چيزي از کلاسهايم مرتبطم. نمي توانم ازش دست بکشم . چيزيست که ماوراي من است.
اما خب ، تدريس هم آلبومم را به تأخير انداخت. کساني هستند که مي گويند تا به حال نشده که تهيه آلبومت انقدر طول بکشد.... شش سال ، اما در ضمن آن ، کتاب ها و دي وي دي هاي آموزشي تهيه کردي. من ماشين نيستم که بتوانم همه کار را با هم انجام دهم.
»» چطور به شاگردانتان درس را مي فهمانيد ؟
من سعي مي کنم در مدت زمان کوتاهي هر آن چه را که در طول سالها خودم فراگرفتم به هنرجويانم ياد بدهم.تا الان ، خودمان را مجبور کرده ايم که ياد بگيريم. تمام اين مدت که خود را وقف تدريس کرده ام ، باعث شده که بتوانم موضوعات زيادي را براي آموزش به آن ها کشف کنم :
مثلاً چرا اين صدا از گيتار درآمد ، چرا اين ريتم اين جوريه ... و ، خب ، آنچه که مي خواهم اين است که هرآنچه که کشف مي کنم به شاگردانم بدهم و کار را برايشان آسانتر مي کنم تا هر چه زودتر درس را فراگيرند.
»» شما خودتان از چه کسي ياد گرفتيد ؟
اول با پدرم شروع کردم. از زماني که به دنيا آمدم در خانه به فلامنکو گوش داده ام. سپس با
Juan Gonzalez 'Triguito' ، گيتاريست سيلويايي به مادريد آمدم.

از
Staki هم آموزش ديدم ، ژاپني اي که در آن دوره که هيچ موسيقي نوشتاري نبود ، در آن سالها به من کارهاي Paco de Lucia را ياد مي داد. او در آن زمان از تکنولوژي ژاپني استفاده مي کرد : يک ضبط صوت که آهنگ ها را براي يادگيري بهتر با سرعت آرام پخش مي کرد.
از او آهنگي مي خواستم و او برايم روي کاغذ مي آورد و يادم مي داد. اين اشخاص کساني هستند که در ابتداي يادگيريم تأثيري زيادي بر من داشتند. بعد از آنها
Enrique de Mechor و Serranito بودند ، کساني که همانطور که همه مي دانند به معني کلمه دانشگاه من به حساب مي آمدند.
»» و يک آهنگ به هر کدام از آنها در آلبومتان پيشکش کرديد......
چيز به خصوصي در آن نيست. همانطور که در نظر داشتم ، تصميم گرفتم يک اهنگ به هر کدامشان پيشکش کنم. '
Rumbole'را به Enrique de Mechor و 'Carneval' را به Serranito تقديم کردم. تنها با اين کار خواستم کمي از آنها براي کارهايي که در حقم کردند تشکر کرده باشم.
»» هديه اي هم به
Javier Baron رقاص در اين آلبوم وجود دارد ، درسته ؟
بله قطعه
algerias ، با الهام از چند آهنگ که سالهاي پيش برايش نواخته بودم به وي تقديم کردم. ما در يک دوره کنسرت با Serranito با هم بوديم. و اين باعث شد با الهام از رقص وي algerias کار کنم ، به علاوه ي اينکه وي دوستي خوب و هنرمندي است که واقعاً تحسينش مي کنم.
»» از آلبوم '
torente' به بعد چه چيز نويي در موسيقيتان وارد شد ؟ بهتر بپرسيم ، چه تاثيري بر ذهن شما گذاشته ؟
من فکر مي کنم اين آهنگ ها کاملاً آهنگ هاي جديدي هستند. دقيقاً نمي دانم اما تصور مي کنم ، سالها بيهوده نمي گذرند و تو تجربياتت را در راه هاي مختلف بدست مي آوري
در مورد من اين امر و پيشرفت هميشه با گيتار است. من تصور مي کنم که لذت و ناراحتي همراه با هم وجود دارند و خيلي چيزهايي ديگري که تا به حال اتفاق افتاده اند. با چه چيزي همکاري مي کنم و يا از چه چيزي دست مي کشم ؟ نمي دانم. گيتار درست مثل زندگي دوره اي طولاني است. دوره ي سختي است. بايد تا حدي خوش شانس باشي ، اما به علاوه ي تمام مسائل قبلي ، بايد کار کرد و درست هم کار کرد.
»» آيا اين گفته توصيه ي اصليتان به هنرجويانتان است ؟
به عنوان نصيحت ؟ .....کار کنيد ، خوب ياد بگيريد ، زياد گوش دهيد ، مردم زيادي را ببينيد ، با خودتان صادق باشيد و بدانيد با آنچه مي توانيد انجام دهيد و آنچه که نمي توانيد ، کنار بياييد.
»» به عنوان يک الگو ، گروههاي فلامنکويي که جديداً درحال فعاليت هستند را چطور ارزيابي مي کنيد
خيلي خوب و خيلي بد. اوضاع پيچيده تر و پيچيده تر شده و فشار هم بيشتر. از طرفي ، گيتار واقعاً خوب است ؛ تغيير بزرگي ايجاد شده است. منظورم اينست که ساعت ها سرپايت نگه مي دارد و با وجود اينکه اسباب و لوازم بيشتري براي يادگيري آسانتر موجود است ، اما بيشتر کار به خودت بستگي دارد.
افراد زيادي هستند که گيتار مي نوازند. گيتاريست درحد متوسط ، ديروز فوق العاده زيادتر از امروز بوده است. اوضاع پيچيده است و زندگي به نوبه ي خودش ؛
در هر چيزي رقابت هست .... آسيب هاي پديد مي آيند که قبلاً نبودند.گيتاريست هاي بسياري با مشکلات ناشي از آسيب هاي ديگر مواجهند... و من فکر مي کنم اين امر به خاطر فشار ، به خاطر رقابت با کساني است که مقياس ها را تندتر مي زنند و يا کساني که تمرينات بيشتري را دارند مي باشد.
»» و فکر نمي کنيد بعد از يک دوره رقابت تکنيکي ، شخص به دوره ي رقابت موسيقيايي کشيده مي شود ؟
کلاً يک چرخه است. وقتي همه هنرمند باشند و ذوق و قريحه در درون شخص باشد ، ناگهان مجبوري به چيز ديگري متوسل شوي. من فکر مي کنم مسئله ي پيچيده ايست. گاهي مي تواني با دو نت سخن ها بگويي اما با هزار تا نت هيچ. اگر توانايي انجام هر کاري را داشته باشد ، آن لحظه است که نبوغ سر مي رسد.
منبع :
flamenconews