1- صوت ، 2- ابعاد ، 3- اجناس ، 4- جموع و ايقاع و انتقال آلات موسيقي از قبيل چنگ، طنبور و ... 5- مزمار و پرده بندي برربط و 6- تالبف الاحان.
همچنين در "دانشنامه علايي" که به زبان فارسي براي علاء الدوله نوشته شده است فصلي در ارتباط با موسيقي مشاهده مي شود. بعضي عقيده دارند که نظر به شباهتي که بين فصل موسيقي در "دانشنامه علايي" و کتاب "نجات" موجود است، احتمال دارد که فصل موسيقي در دانشنامه علايي بعد از مرگ ابن سينا توسط شاگردانش به عبدالله جوزجاني نوشته شده باشد.
در "رساله في تقاسيم الحکمه" نيز فصل کوچکي راجع به موسيقي و تعريف اصطلاحات مربوط به آن ديده مي شود. بنا به قول ابن ابي اصيبعه، ابن سينا رساله ديگري نيز بنام "مدخل الي صناعت الموسيقي" نوشته است.
برداشت از اقليدس؟
برخي از مورخان بر اين عقيده هستند که آثار ابن سينا در زمينه موسيقي، ترجمه اي است از نوشته هاي اقليدس ولي در مقابل، بسياري ديگر از تاريخ نويسان و محققان اين نظريه را قبول ندارند زيرا در متن اين رسالات ذکري در اين خصوص ديده نمي شود و خيلي عجيب بنظر مي آيد که شخصي مانند ابن سينا با همت و وسعت نظر فوق العاده اي که داشته است از ذکر اين مطلب خودداري کند.
مقدمات هارموني
... ابن سينا در کتاب "شفا" خود به مسئله "ترکيب و تاليف و تضعيف" اشاره مي کند و آن عبارت است از تمهيدي که نوازندگان براي ازدياد تاثير موسيقي بکار مي برند. مقصود از ترکيب اين است که ما يک صوت را با صوت چهارم يا پنجم آن تواماً بنوازيم. بي مورد نيست که در اينجا در خصوص تاثير اين عمل در تحول موسيقي غرب و پيدايش فن ارغنون (ارگانوم) و علوم کنترپوآن و هارموني صحبت کنيم.
در واقع مقدمه پيدايش هارموني همين ترکيب اصوات يا
organum يا ارغنون است و چنانچه اشاره شد بدون شک از مشرق زمين شروع شده است. زيرا اولاً از قرن ششم تا نهم ميلادي در کشورهاي متمدن اروپا هيچ کتابي راجع به موسيقي نظري انتشار نيافته است و از طرف ديگر در شهر قرطبه (Cordoba) در اسپانيا که دارالعلم غرب و از مراکز مهم ترويج علوم و فلسفه اسلامي بوده، در مدارس موسيقي "فن ارغنون" تدريس مي شده است.
ذکر اين نکته بسيار حائز اهميت است که يکي از مشاهير علماي موسيقي ايران بنام زيرياب {يا زرياب} فارسي ("ابوالحسن علي ابن نافع") موسس مدرسه موسيقي قرطبه بوده است.
ارغنون يا ارک و يا همان ارگ امروزي
ابن سينا در باره "ارک" يا ارعنون فقط اشاره مختصري در کتاب شفا مي کند و اين هم شايد از اين جهت بوده که اين ساز تا آنجايي که تحقيق شده است ابتدا در نواحي آسياي صغير ساخته شده است. علماي جهان اسلام که راجع به آلات موسيقي رسالاتي نوشته اند هميشه اسم هر سازي را با محل اصلي آن معرفي و ذکر مي کرده اند و چنانچه ملاحظه مي شود در قصه هزار و يک شب نيز اين قانون بکار رفته است.
مثلاً عود حيليقي (عود دمشق) يا چنگ عجم يا قانون مصري ، ني تاتاري و ... به همين علت هرگاه که راجع به ارگ مطلبي نوشته اند آنرا به بيزانس يا يونان نسبت داده اند. به همين علت شايد بتوان حدس زد که اين ساز از اختراعات مردم آسياي صغير باشد.
به هر حال ابن سينا در کتاب "شفا" راجع به ارگ مي گويد: "بعضي اوقات سازهايي ساخته مي شود که در آن مي دمند و از جمله آنها سازي است که اصلش از بيزانس و معروف به ارگ است". همچنين در کتاب ديگري بنام "رساله في الحکمه" که منسوب به وي است آمده است: "از جمله ابتکارات خارق العاده در عالم موسيقي ايجاد سازهاي ترکيبي مثل ارکان (اورگانوم) و نظار آن است."
قسمتي از فصل پرده بندي کتاب شفا
"آلات موسيقي را اقسامي است. از جمله سازهايي که داراي تار و دستان (پرده) و آنها را با مضراب مي نوازند، مثل بربط و طنبور. ولي مشهورتر و متداولتر از همه، همان بربط است و اگر سازي بهتر از اين وجود داشته باشد، مسلماً نوازندگان از آن بي اطلاع هستند. بنابراين لازم است که ما در باره ساختمان و نسبت بين پرده هاي آن صحبت کنيم. توضيح راجع به سازهاي ديگر را به اشخاص ديگر واگذار مي کنيم که بعد از اطلاع به شرح آنها بپردازند."
"بنابراين مي گوييم که عود (بربط) سازي است که بين مشطه و انف (جاي گوشي ها) آن به فاصله يک چهارم طول يک سيم پرده اي بسته باشند براي انگشت خنصر. بنابراين بين مطلق (دست باز) و خنصر فاصله چهارم يعني نسبت چهار به سه (4/3) است. سپس طول سيم را به نه قسمت تقسيم کرده و يک نهم آنرا از انف جدا کرده پرده اي مي بنديم که سبابه مي ناميم و بن مطلق و سبابه که معادل هشت به نه است را فاصله طنيني (يک پرده) گوييم ..."

موسيقي ايران از آغاز تا امروز - جلد اول ، غلامرضا جوادي