بدون وجود رهبر ارکستر پاساژها و نوانس ها بد اجرا مي شوند، سازهاي مختلف هرکدام به روش خود تغيير تمپو مي دهند، .... و شايد از همه مهمتر نوازندگان به هنگام تمرين نمي توانند از وقت خود بخوبي استفاده کنند و در نهايت نتيجه کار بسيار نامطلوب خواهد بود.

پيش از قرن نوزدهم زماني که نياز به وجود رهبر در اکستر احساس شد؛ مايستر ارکستر و يا سوليست (يا کنسرت مايستر -
Concert Master) - معمولآ نوازنده ويولن يا پيانو - علاوه بر اجراي موسيقي بخش خود، مسئوليت اينکار را نيز بعهده مي گرفت اما با گذشت زمان، پيچيده تر شدن موسيقي، بيشتر و مهمتر شدن وظايف رهبر، اين فعاليت بعنوان يک وظيفه مشخص، جدا و تخصصي تعريف شد؛ بطوريکه امروزه قسمت بزرگي از ارزش و اعتبار يک ارکستر به توانايي هاي رهبر آن باز مي گردد.

ايده اوليه به قرون وسطي باز مي گردد
شکل و ايده اوليه رهبري از آنجا آغاز شد که يک موسيقي دان بطور ناخود آگاه تمايل دارد بصورت بصري در ذهن خود، از يک طرف حرکات بالا و پايين رونده ملودي و از طرف ديگر ريتم را دنبال کند. چنين رفتاري از قرون وسطي توسط فردي در کليسا به هنگام خواندن سرودهاي مذهبي هم وجود داشت و بنظر مي رسيد که با اينکار کيفيت سرود خوانده شده بسيار بهتر است. آنها توسط چوبي که به سمت بالا و پايين مي بردند ضرب موسيقي را به خوانندگان نشان مي دادند.

خصوصيات يک رهبر
اما قبل از آنکه به وظايف يک رهبر ارکستر بپردازيم بياييد توانايي هايي که او بايد داشته باشد را بر شماريم.

1- رهبر ارکستر بايد دانش عمومي بسيار زيادي از موسيقي داشته باشد.

2- تمامي سازهاي ارکستر را بايد بشناسد و با آنها کارکرده باشد (لزومي به توانايي نوازندگي با آنها نيست) و ارکستراسيون بداند.

3- بهتر است در صورت امکان، بتواند اندکي با يک ساز زهي بخصوص ويولن نوازندگي کند، چراکه قسمت بزرگي از ارکستر را نوازندگان زهي و خانواده ويلن تشکيل ميدهند.

4- بهتر است بتواند در حد خوبي پيانو بنوازد.

5- گوشهاي دقيق بايد داشته باشد و ريتم را خوب درک کند.

6- اعتماد به نفس از مهمترين خصوصيات روحي و اخلاق يک رهبر موفق است.

7- بايد توانايي درک و خواندن سريع موسيقي از روي نت را داشته باشد.

8- بهتر است او با هنر آواز خواندن آشنا باشد.

9- فيزيک بدني مناسب و انضباط رفتاري از ديگر ويژگيهاي شخصي يک رهبر ارکستر است.

تاثير رهبر در اجراي موسيقي
با وجود آنکه احساس نوازندگان هنگام اجرا در نهايت احساس انتقالي موسيقي را ايجاد مي کند اما واقعيت امر آن است که اين درک رهبر ارکستر از يک قطعه موسيقي است که اجرا مي شود و نه چيز ديگر. اوست که نوازندگان را مجبور مي کند آنگونه که وي مي خواهد قطعه را اجرا کنند و نه فرد ديگر. به بيان ديگر اعضاي ارکستر قطعه را آنگونه که او مي خواهد اجرا مي کنند.

به اين مثال دقت کنيد
روزي که شاد و سر حال هستيد، ساز خود را برداريد و با آن يک قطعه را اجرا و ضبط کنيد. زماني ديگر پس از يک روز کار و تلاش هنگامي که شب به منزل باز مي گرديد همان قطعه را اجرا و ضبط کنيد. به اين دو قطعه گوش کنيد، بدون شک متوجه تفاوت آنها خواهيد شد. اگر همين کار را دوست شما نيز انجام دهد، باز اين چهار اجرا با يکديگر بسيار متفاوت خواهند بود.

تاثير شرايط روحي، فيزيکي نوازنده و نيز درک او از موسيقي بر کيفيت اجرا، براي همه ما کاملآ مشهود است.

ارکستر، ساز رهبر
در رابطه با رهبري ارکستر نيز همين موضوع صادق است. ارکستر در دستان رهبر همانند يک ساز است. او مي تواند با ارکستر خود يک قطعه را خوب و يا بد اجرا کند.

اما بزرگترين مشکل يک رهبر ارکستر آن است که بر خلاف پيانو، ويولن، گيتار، فلوت و ... سازي که او دارد همواره به حرف هايش گوش نمي دهد و به مراتب سخت تر از يک پيانو يا ويولن کنترل مي شود.

ساز يک رهبر ارکستر، از تعداد زيادي سازهاي مکانيکي تشکيل شده که نوازندگان به دستور رهبر آنها را آنگونه که او مي خواهد مي نوازند اما مشکل اينجاست که درک افراد از موسيقي يکسان نيست. براي همين آماده سازي اجراي يک قطعه آنگونه که رهبر ارکستر آنرا احساس مي کند و مي خواهد بيان کند بسيار دشوار است.

کوک کردن همه سازها، اجراي درست و دقيق ملوديهاي لگاتو يا استکاتو، مقابله با شيطنت نوازندگان و ... پيش از اجرا، همگي از جمله وظايف يک رهبر ارکستر است.

يک رهبر موفق ارکستر بايد يک مدير بسيار کارآمد و قاطع باشد، او بايد بتواند نوازندگان ارکستر را به تنهايي مديريت کند، کاري بمراتب سخت تر از مديريت يک شرکت !

او تنها کسي است که کل ماجرا را مي داند
بله، يک رهبر ارکستر هرگز تمام بخش (پارت) هاي موسيقي را بين همه افراد ارکستر توزيع نمي کند. دليلي ندارد که نوازنده پيانو پارت ويلن را داشته باشد و ... او تنها کسي است که مي داند هر سازي در چه قسمتي بايد چه چيزي را بنوازد. در واقع درگيري نوازنده با ساز خود، به او اجازه چنين چيزي را نمي دهد.

خلاصه وظايف رهبر ارکستر
در اينجا بطور خلاصه به وظايف مهم يک رهبر ارکستر اشاره ميکنم، اما همانطور که قبلآ گفتيم رهبري ارکستر همانند مديريت است و هر رهبر ارکستر ممکن است به روش خود ارکستر را هدايت کند.

1- بخش عمده وظايف رهبر ارکستر به قبل از اجراي اصلي باز ميگردد، هماهنگي نوازندگان، حل مشکلات تکنيکي و گرفتن خطاهاي اجرا، يکسان کردن درک موسيقي و ... از جمله اين فعاليت ها هستند.

2- يک رهبر ارکستر اغلب مجبور است پارتيتور موسيقي را به ذهن بسپارد تا بتواند در حين اجرا بدون نگاه کردن جدي به آن، موسيقي را دنبال کند.

3- انتخاب نوازندگان ارکستر عمومآ با رهبر ارکستر است.

4- برنامه ريزي تمرين، اجرا و ... با رهبر ارکستر است.

5- يک رهبر ارکستر توسط دست راست خود معمولآ - نه لزومآ - با کمک يک چوب بنام باتون (
Baton) ضرب ميزان را توسط کشيدن اشکالي در فضا مشخص مي کند.

6- رهبر ارکستر هنگام نمايش دادن ضرب ميزان با دست راست تمپوي موسيقي را نيز کنترل مي کند و نوازندگان با کمک آن مي توانند افزايش يا کاهش تمپو را بصورت گروهي، يکسان اجرا کنند.

7- ديناميک موسيقي توسط حجم شکلي که رهبر ارکستر در فضا مي کشد مشخص مي شود، اشکال بزرگتر ديناميک قويتر را نشان مي دهند.

8- در بسياري موارد رهبر ارکستر از دست ديگر خود (چپ) براي مشخص کردن ديناميک موسيقي کمک مي گيرد. حرکت به سمت بالا مشخص کنند حالت افزايش قدرت صدا (
Cresendo) و حرکت از بالا به پايين مشخص کنند کاهش قدرت صدا (Decrescendo) است.

9- نحوه حرکت دادن دست و اعمال احساس در آن از ديگر کارهايي است که رهبر ارکستر توسط آن پارامترهاي ديگري را به هنگام اجرا را به نوازنده منتقل مي کند.

10- يک رهبر ممکن است برخي از مواردي را که مطرح کرديم با حرکات سر و نگاه به نوازندگان منتقل کند.

11- مشخص کردن زمان ورود يک ساز به موسيقي از ديگر وظايف مهم رهبر ارکستر است. اينکار معمولآ با اشاره کردن به نوازنده يا گروه نوازنده انجام مي شود.

12- بسياري ديگر پارامترهاي اجراي موسيقي مانند لگاتو، استکاتو ... عمومآ با روش مختلفي مانند نحوه حرکت دادن دست، به نوازندگان بيان مي شود. ممکن است او با نمايش يک کمان روي فضا، يک جمله موسيقي را بيان کند و ...