موسیقی مفهومی را بهتر بشناسیم
شافر در سال 1948 به بررسی و آموختن مهارت در سازهای کوبهای و افکتهای موجود پرداخت و مشاهده کرد که یک صوت مجزا نهتنها بهواسطه دایرۀ زنگی (Timbre) بلکه بهوسیله نوسان اوج و نزول آن شناخته خواهد شد.
در 21 آوریل همان سال چند آوای زنگ متفاوت را بر روی یک disc ضبط کرده و بهوسیله یک Volume Control که میان میکروفن و دستگاه mix قرار داده بود توانست آوای شفاف و فاقد Noise را دریافت کند. کمکم شافر به این نتیجه رسید که میتواند دستگاهی بسازد که حاوی صداهای سازهای ارکسترال (orchestral) ضبط شده بر روی disc باشد. سرانجام Mellotron ساخته شد و به آرزوهای شافر جامه عمل پوشاند.
اولین قطعه رسمی شافر تحت عنوان کنسرت برای لوکوموتیوها (Etude aux chemans de fer) از مونتاژ اصوات ضبط شده قطار در ایستگاه راهآهن پاریس ایجاد شده بود. این صداها بهطور کلی از صدای شش لوکوموتیو بخار، صدای قطارهای درحال حرکت و واگنهایی که پشت این لوکوموتیوها بسته شدهاند تشکیل شده بود. اگرچه این قطعه چندان حرفهای نبوده و بیشتر جنبه تجربی داشت اما از چهار حیث حایز اهمیت بود:
1ـ برای اولین بار ضبط یک قطعه موسیقی از طریق مراحل پیشرفته انجام شده بود.
2ـ این قطعه قابلیت پخش برای چندین بار را دارا بود.
3ـ پخش مجدد قطعه به چگونگی اجرای نوازنده بستگی نداشت.
4ـ تمامی عوامل قطعه بهصورت ملموس و غیرانتزاعی بودند.
سپس شافر ضبط اصوات را با سرعتهای متفاوت تجربه کرد. تفاوت در سرعت ضبط نهتنها بر روی دانگ صدا (Pitch) و مدت (duration) تاثیر گذاشته بلکه بر نوسان صدا (amplitude) هم اثرگذار است. بهدست آوردن این تجربه منجر به ایجاد چندین قطعه در طول تابستان 1948شد.
«قطعه کوتاه پیانو برای ارکستر» نام قطعهای بود که از ترکیب صدای ضبط شده یک ارکستر و همراهی قطعهای از پیانو که بهصورت بداهه (improvise) توسط ژاکژک گرونوالد نواخته شد، نمونهای از این قطعات است. Piano etude 1 و Piano etude 2 از قطعات پیانو تشکیل شدهاند که توسط پیر بوله در چندین سبک متفاوت از قبیل کلاسیک، رمانتیک و قطعاتی ناموزون (atonal) نواخته شده است. هدف شافر منسجم کردن این قطعات و ایجاد یک محصول جدید بود که البته در این راه ناکام ماند.
شافر برای ادامه فعالیت خود از کانال تلویزیونیRTF تقاضای همکاری کرد، سرانجام پیر هانری بهعنوان آهنگساز و جک پولین بهعنوان مهندس صدا او را همراهی کردند.
اولین کار گروهی آنها تحت عنوان سوئیت برای 14ساز نقطه عطفی برای موسیقی مفهومی بهحساب میآید. این سوئیت از پنج موومان تشکیل شده بود. تلاشهای بعدی شافر به ایجاد یک قطعه جدید با همکاری هانری تحت عنوان "سمفونی مرد تنها" بود. شافر ساخت این سمفونی را از طریق دو مرحله به انجام رسانید:
1- استفاده از روشهای نوین برای کاربرد صدای سازها بهعنوان Sample در سمفونی
2- ترکییب صداهای Sample و استفاده از آنها براساس یک قاعدۀ منظم.
اصوات ضبط شده را دو گروه تحت عنوان:
1 - اصوات انسان (که شامل صدای نفس- صدای همهمه- فریاد سوت زدن و...)
2- اصوات محیطی (که شامل صدای قدم زدن، در زدن، آوای طبل و بهطور کلی صدای سازهای ارکسترال) تقسیم کرده بود. سمفونی از یازده موومان تشکیل شده که کلماتی با وزن و آهنگ و صداهایی که قبلا ضبط شده بود (Samples) به همراه سازهای ارکسترال همدیگر را همراهی میکردند.
اولین اجرای موسیقی مفهومی در تاریخ 1950 میلادی در شهر پاریس برگزار شد. در این اجرا شافر از یک سیستم PA، چندین صفحه گردونه (Turn tables) و یک دستگاه میکس (mixer) کمک گرفت.
در 1951 کانال تلویزیونی RTF استودیوی جدیدی برای شافر تهیه کرد. این استودیو به یک دستگاه ضبط پیشرفته مجهز بود که توانایی ضبط پنج تراک (Track) را دارا بوده و از یک میکروفن و دوازده پلیبکهد (play back head) که از آنها برای افکتهایی نظیر اکو (echo) و Pseudo و reverb استفاده میشود، بهره میبرد.
همچنین وجود دو دستگاه دک (deck) که به نام Phonogenes معروف بودند امکان پخش قطعاتی از پیشضبط شده را با سرعتهای متفاوت داشتند. در این زمان فناوری استریو (Streo) همچنان درحال پیشرفت بود که شافر با این وسایل امکان پخش پنج تراک (Track) متفاوت از طریق پنج بلندگوی (Speakers) مجزا را فراهم آورد. (فناوری MPEG-2 که در DVDها کاربرد دارد امکان پخش پنج خروجی مستقل را دارد و این درحالی است که ابتکار این فناوری در حدود پنجاه سال پیش توسط شافر بهوجود آمد).
شافر بهواسطه این مجموعه میتوانست با بهوجود آوردن فاصله میان اصوات آنها را مورد آزمایش قرار دهد. برای این منظور چهار عدد بلندگو (Speaker) جهت بازنواخت (Play back)، دو بلندگو در قسمت جلوی صحنه و یک بلندگوی دیگر در قسمت پشت صحنه دقیقا مقابل دو بلندگوی جلوی صحنه و یک عدد بلندگوی تعبیه شده در سقف برای آزمایش اصوات عمودی فراهم کرد.
شافر احساس میکرد که آثارش به نوعی حلقۀ ارتباطی میان موسیقی چندصدایی (Poly tonal) و موسیقی چندوزنی (Poly rhythmic) که مختص آثار استراوینسکی (Stravinsky) است، بهحساب میآیند. در این هنگام شافر پا را فراتر گذاشته و انواع صداها را در طبقهبندی جدیدی با جزئیات تشریح کرد. این طبقهبندی کتابی تحت عنوان "بررسی موسیقی مفهومی» آورده شدهاند.
شافر در سال 1995 بر اثر بیماری آلزایمر چشم از جهان فروبست. اما یاد او با لقب "نوازنده صداها" هیچگاه در دنیای موسیقی فراموش نخواهد شد.
در 21 آوریل همان سال چند آوای زنگ متفاوت را بر روی یک disc ضبط کرده و بهوسیله یک Volume Control که میان میکروفن و دستگاه mix قرار داده بود توانست آوای شفاف و فاقد Noise را دریافت کند. کمکم شافر به این نتیجه رسید که میتواند دستگاهی بسازد که حاوی صداهای سازهای ارکسترال (orchestral) ضبط شده بر روی disc باشد. سرانجام Mellotron ساخته شد و به آرزوهای شافر جامه عمل پوشاند.
اولین قطعه رسمی شافر تحت عنوان کنسرت برای لوکوموتیوها (Etude aux chemans de fer) از مونتاژ اصوات ضبط شده قطار در ایستگاه راهآهن پاریس ایجاد شده بود. این صداها بهطور کلی از صدای شش لوکوموتیو بخار، صدای قطارهای درحال حرکت و واگنهایی که پشت این لوکوموتیوها بسته شدهاند تشکیل شده بود. اگرچه این قطعه چندان حرفهای نبوده و بیشتر جنبه تجربی داشت اما از چهار حیث حایز اهمیت بود:
1ـ برای اولین بار ضبط یک قطعه موسیقی از طریق مراحل پیشرفته انجام شده بود.
2ـ این قطعه قابلیت پخش برای چندین بار را دارا بود.
3ـ پخش مجدد قطعه به چگونگی اجرای نوازنده بستگی نداشت.
4ـ تمامی عوامل قطعه بهصورت ملموس و غیرانتزاعی بودند.
سپس شافر ضبط اصوات را با سرعتهای متفاوت تجربه کرد. تفاوت در سرعت ضبط نهتنها بر روی دانگ صدا (Pitch) و مدت (duration) تاثیر گذاشته بلکه بر نوسان صدا (amplitude) هم اثرگذار است. بهدست آوردن این تجربه منجر به ایجاد چندین قطعه در طول تابستان 1948شد.
«قطعه کوتاه پیانو برای ارکستر» نام قطعهای بود که از ترکیب صدای ضبط شده یک ارکستر و همراهی قطعهای از پیانو که بهصورت بداهه (improvise) توسط ژاکژک گرونوالد نواخته شد، نمونهای از این قطعات است. Piano etude 1 و Piano etude 2 از قطعات پیانو تشکیل شدهاند که توسط پیر بوله در چندین سبک متفاوت از قبیل کلاسیک، رمانتیک و قطعاتی ناموزون (atonal) نواخته شده است. هدف شافر منسجم کردن این قطعات و ایجاد یک محصول جدید بود که البته در این راه ناکام ماند.
شافر برای ادامه فعالیت خود از کانال تلویزیونیRTF تقاضای همکاری کرد، سرانجام پیر هانری بهعنوان آهنگساز و جک پولین بهعنوان مهندس صدا او را همراهی کردند.
اولین کار گروهی آنها تحت عنوان سوئیت برای 14ساز نقطه عطفی برای موسیقی مفهومی بهحساب میآید. این سوئیت از پنج موومان تشکیل شده بود. تلاشهای بعدی شافر به ایجاد یک قطعه جدید با همکاری هانری تحت عنوان "سمفونی مرد تنها" بود. شافر ساخت این سمفونی را از طریق دو مرحله به انجام رسانید:
1- استفاده از روشهای نوین برای کاربرد صدای سازها بهعنوان Sample در سمفونی
2- ترکییب صداهای Sample و استفاده از آنها براساس یک قاعدۀ منظم.
اصوات ضبط شده را دو گروه تحت عنوان:
1 - اصوات انسان (که شامل صدای نفس- صدای همهمه- فریاد سوت زدن و...)
2- اصوات محیطی (که شامل صدای قدم زدن، در زدن، آوای طبل و بهطور کلی صدای سازهای ارکسترال) تقسیم کرده بود. سمفونی از یازده موومان تشکیل شده که کلماتی با وزن و آهنگ و صداهایی که قبلا ضبط شده بود (Samples) به همراه سازهای ارکسترال همدیگر را همراهی میکردند.
اولین اجرای موسیقی مفهومی در تاریخ 1950 میلادی در شهر پاریس برگزار شد. در این اجرا شافر از یک سیستم PA، چندین صفحه گردونه (Turn tables) و یک دستگاه میکس (mixer) کمک گرفت.
در 1951 کانال تلویزیونی RTF استودیوی جدیدی برای شافر تهیه کرد. این استودیو به یک دستگاه ضبط پیشرفته مجهز بود که توانایی ضبط پنج تراک (Track) را دارا بوده و از یک میکروفن و دوازده پلیبکهد (play back head) که از آنها برای افکتهایی نظیر اکو (echo) و Pseudo و reverb استفاده میشود، بهره میبرد.
همچنین وجود دو دستگاه دک (deck) که به نام Phonogenes معروف بودند امکان پخش قطعاتی از پیشضبط شده را با سرعتهای متفاوت داشتند. در این زمان فناوری استریو (Streo) همچنان درحال پیشرفت بود که شافر با این وسایل امکان پخش پنج تراک (Track) متفاوت از طریق پنج بلندگوی (Speakers) مجزا را فراهم آورد. (فناوری MPEG-2 که در DVDها کاربرد دارد امکان پخش پنج خروجی مستقل را دارد و این درحالی است که ابتکار این فناوری در حدود پنجاه سال پیش توسط شافر بهوجود آمد).
شافر بهواسطه این مجموعه میتوانست با بهوجود آوردن فاصله میان اصوات آنها را مورد آزمایش قرار دهد. برای این منظور چهار عدد بلندگو (Speaker) جهت بازنواخت (Play back)، دو بلندگو در قسمت جلوی صحنه و یک بلندگوی دیگر در قسمت پشت صحنه دقیقا مقابل دو بلندگوی جلوی صحنه و یک عدد بلندگوی تعبیه شده در سقف برای آزمایش اصوات عمودی فراهم کرد.
شافر احساس میکرد که آثارش به نوعی حلقۀ ارتباطی میان موسیقی چندصدایی (Poly tonal) و موسیقی چندوزنی (Poly rhythmic) که مختص آثار استراوینسکی (Stravinsky) است، بهحساب میآیند. در این هنگام شافر پا را فراتر گذاشته و انواع صداها را در طبقهبندی جدیدی با جزئیات تشریح کرد. این طبقهبندی کتابی تحت عنوان "بررسی موسیقی مفهومی» آورده شدهاند.
شافر در سال 1995 بر اثر بیماری آلزایمر چشم از جهان فروبست. اما یاد او با لقب "نوازنده صداها" هیچگاه در دنیای موسیقی فراموش نخواهد شد.
+ نوشته شده در جمعه ۲۷ دی ۱۳۸۷ ساعت توسط هنرجو